
- مروری بر زندگینامهی ادی "اوماگا" فاتو
جمعهی گذشته ادی فاتو، كه در حرفه ی خودش به نامهایی همچون جمال، اِكمو و مهمتر از همه اوماگا معروف بود در سن 36 سالگی درگذشت. فاتو كه بی حركت در رخت خوابش افتاده بود توسط همسرش پیدا شده و به بیمارستان منتقل میشود اما حملهی قلبی دوم نیز به سراغ او میاید تا دیگر او را در بین خود نداشته باشیم. در ایتدا روز جمعه خبرهای ضد و نقیضی در اوماگا اعلام شد و بعد خبر آمد كه اوماگا در وضع بسیار وخیمی قرار دارد. در این زمان پیامهای بسیاری رو از سوی همكاران سابق او مانند جیم راس، كن كندی، وال ونیز، كندیس میشل، چاوو گررو،توری ویلسون و بابی لشلی در توئیتر اكانت هاشون شنیدیم. مدتی بعد یك روزنامهی محلی با نام د هیوستون اگزامینر خبر مرگ اوماگا رو اعلام كرد كه توسط رسلینگ آبزرور نیز تایید شد. آبزرور نوشت:"فاتو حدود ساغت 6 بعد از ظهر بعد از حملهی قلبی دوم در بیمارستان درگذشت." در این زمان از رسانهها خواسته شده بود كه از ارائهی اطلاعات نادرست و شایعه پراكنی بپرهیزند چرا كه اون میتونست وضع ناگوار خانوادهی فاتو رو بدتر هم بكنه.
آفا انوای این چنین به رسلینگ آبزرور گفت:"از طرف خانوادهی انوای و فاتو میگم كه از دست دادن اكی شوك بزرگی به ما بود. پسر ما، خواهرزادهی ما، برادر، پسر عمو یا پسر دایی، شوهر و پدر ما از میان ما رفت و قلب ما رو شكست. واژهها نمیتونند احساس هر یك از ما رو بیان كنند. مایه تسلی هست وقتی كه میبینیم اكی چگونه بین خانواده، همكاران، دوستان و بیش از همه طرفدارانش محبوب بود."
در اینجا قصد داریم تا نگاهی به كریر اوماگا بیندازیم و با او بیشتر آشنا بشیم.
- خانوادهی ساموایی
6
فوت و 4 اینچ قد و 360 پوند وزن و علامت قبیلهای نقاشی شده بر روی چهره، موهای بافته شده، فینیشر ساموان اسپایك و كلمهی ساموا(SAMOA) خالكوبی شده بر روی شكم، ما را به یاد شكل و شمایل اوماگا میاندازند. عضو خانوادهی افسانه ای ساموا بودن كه افرادی همچون آفا، سیكا، د تونگا كید، سامو، ریكیشی، رُزی، مانو، بلك پیرل، ال ای اسموت و یوكوزونا(كه او هم در سن 34 سالگی بر اثر حملهی قلبی درگذشت)، چندین بازیكن فوتبال آمریكایی(راگبی) و بوكسر سنگین وزن دیوید توآ هم از اعضای اون بودند باعث شد تا "ساموان بولدوزر" به كشتی علاقمند شود. ادی فاتو كه برادر كوچك تر سام فاتو(د تونگا كید، كه زمانی در دبلیو دبلیو اف تگ تیم هاكو بود) و همچنین سولوفا فاتو جونیور(ریكیشی) بود در تمرینات باشگاه ساموان ترینینگ سنتر كه تحت نظر دایی خودش آفا و سیكا انوای اداره میشد شركت كرد و در سال 1995 به لیگ وُرلد اكستریم رسلینگ كه در اختیار آفا بود پیوست. كمتر از یك سال بعد، ادی به همراه پسر داییاش مت انوای كه او رو با نام رُزی میشناسیم با دبلیو دبلیو اف قرارداد امضاء كرد. با توجه به گیمیك گنگستر ساموایی اونها زمانیكه برادر بزرگتر او یعنی ریكیشی با گیمیك ضد مواد مخدر و باندها كشتی میگرفت در راهرو قرار می گرفتند. این گیمیك خیلی سریع برداشته شد تا ادی شانس حضور در رینگ رو بدست نیاره و بعد به هارتلند رسلینگ آلیانس پیوست كه این لیگ یعنی HWA جایی بود كه با دبلیو دبلیو اف قرارداد داشت و میشه گفت مزرعهی شكوفایی استعدادها برای دبلیو دبلیو اف بود. ادی و پسرداییاش با هم و به طور مستقل در لیگ های آمریكا و ژاپن مشغول به كار شدند. مدتی بعد ادی و متی سامو تگ تیمی رو با عنوان "د ساموانز" تشكیل دادند و اولین موفقیتشون رو در لیگ WEW(وُرلد اینترتینمنت رسلینگ) با بردن كمربندهای هاردكور از تیم هیدكی هوزاكا و یوشینیری ساساكی در سال 2000 بدست آوردند. با بازگشت به آمریكا اونها وارد ممفیس چمپینشیپ رسلینگ(لیگی دیگر كه در رابطه با دبلیو دبلیو ای بود) شدند. حالا ادی نام اكمو(Ekmo) و مت نام كیمو(Kimo) رو برای خود انتخاب كردند و تگ تیم "د ایسلند بویز" رو تشكیل دادند. آنها در ممفیس چمپینشیپ رسلینگ سه بار برندهی كمربندهای تگ تیم شدند كه بار اول اون رو بدست آوردند، باختند، دوباره بدست آوردند و بعد به برادران هاس(چارلی و راس) باختند و در اخرین مرتبه هم با شكست تیم معروف The Acolyte اون رو باز پس گیری كردند. پس از اینكه مكمن در ژوئن سال 2001 همكاری خودش رو با MCW پایان داد و استعدادهایی همچون برادران هاس، لنس كید، ویكتوریا و استیو بردلی با دبلیو دبلیو اف قرارداد امضا، كردند، د ایسلند بویز تنها ماندند و تصمیم گرفتند به لیگ HW نقل مكان كنند و در اونجا با شكست قهرمان سابق سبك وزن دبلیو سی دبلیو اون كاریجیز و شانون مور صاحب كمربندهای تگ تیم شده و در اخر اون رو به تیم بردلی و وال ونیز واگذار كردند.
- تری مینتز(O3 Minutes)
"گروه بیلی و چاك ترسیدهاند و اون تغییر نخواهد كرد. مهم نیست كه اون پنجاه سال، شانزده ماه یا سه دقیقهی آخر باشه... یك دقیقه صبر كن، فقط من به تری مینتز گوش میدم؟ (این جمله رو اریك بیشاف در اسمكدان دوازدهم سپتامبر 2002 گفت.
در سال 2002 دبلیو دبلیو ای تصمیم گرفت كه اونها رو به لیگ اصلی وارد كنه و تشخیص داد كه زمانش فرا رسیده. اولین حضور اونها در راء 22 جولای بود كه به دی لو براون و شاون استیسیك حمله كردند. ادی با نام جمال و مت با نام رُزی، تری مینتز وارنینگ رو تشكیل داده بودند. اریك بیشاف اعلام كرده بود كه هر كس جلوی راه او قرار بگیره مورد ضرب و شتم تری مینتز قرار خواهد گرقت. حملات رندوم باعث شد تا گیمیك اونها موفق از آب در بیاد و در طول این هفته ها اونها به افرادی مانند مولاه و مئه یانگ، مینی داست، معرف رینگ لیلیلان گارسیا، بیگ شو، "سوپرفلای" جیمی اسنوكا، جف هاردی و حتی دو زن جوان در بك استیج حمله كردند. اریك بیشاف نام این حملات رو "The Bisch" گذاشته بود. در یكی از به یاد ماندنیترین لحظات اونها مراسم ازدواج بیلی و چاك در اسمكدان 2002 رو بر هم زدند. بعد از اینكه ریكو به نقش هیل تغییر پیدا كرد و به دستور اریك بیشاف، تری مینتز وارنینگ وارد عمل شدند و جمال به منیجر اسمكدان استفنی مكمن و چاك پالومبو ساموان دراپ زد قبل از اینكه اعضای اسمكدان به رینگ بیان، اعضای راء به میان تماشاگران رفتند. دو هفته بعد تری مینتز وارنینگ در اولین مسابقهی رسمی خودشون در تاریخ 22 سپتامبر در آنفورگیون موفق به شكست بیلی و چاك شدند. این تگ تیم به نظر میرسید كه آیندهی درخشانی داشته باشه و در آینده پركارتر ظاهر بشه. در راء 14 اكتبر جمال به هال آو فیمر دبلیو دبلیو ای پت پترسون، ساموان دراپ میزنه و بعد از اینكه تری مینتز وارنینگ از جمال، رُزی و ریكو تشكیل میشه نگاه متفاوت تری به این تیم میشه و اونها تا ماه نوامبر بخش عمدهای از شوء ها رو تشكیل میدادند. پس از شكست دادن تیم بوبا ری دادلی و جف هاردی در راء 4 نوامبر و تیم بوباری دادلی و اسپایك دادلی در راء 11 نوامبر، تری مینتز وارنینگ در سروایور سیریس و مسابقهی الیمینیشن تیبلز مچ مقابل تیم بوباری و اسپایك دادلی و جف هاردی شكست خوردند كه در اون شب دی وان دادلی نیز دخالت داشت. در راء شب بعد نیز تری مینتز به تیم دادلی ها (بوباری، دی وان و اسپایك) باختند. پس از این دو شكست، تری مینتز اكثرا با دادلی ها درگیر بودند و اغلب اونها رو هم با شكست پشت سر گذاشتند. این تیم همچنان در دبلیو دبلیو ای فعالیت داشت و هم جمال و هم رُزی در رویال رامبل 2003 نیز شركت كردند تا اینكه آخرین حضور انها به راء 12 و 19 می 2003 و شكست برابر دادلی بویز برمیگشت. در یكم ژوئن 2003 و در مسابقات هیت، تری مینتز در برابر تیم مِیون و تامی دریمر قرار گرفتند و بعد از اون جمال توسط دبلیو دبلیو ای از كمپانی كنار گذاشته شد و ظاهرا دلیل اون هم درگیری جمال با یك افسر پلیس در یك كلوب شبانه بوده.
- ژاپن
بعد از جدایی، ادی فاتو مدتی به NWA-TNA پیوست و در تاریخ 24 سپتامبر 2003 با نام اكی به همراه سانی سیاكی تیم شد. اكمو در طول دوران كوتاه خودش در تی ان ای چند پیروزی رو از جمله در برابر آمریكن ماست وانتد بدست اورد اما در نهایت ترجیح داد به ژاپن بره. یكی از مسابقات جالب اكی در تی ان ای باخت به تیم سی ام پانك و جولیو دنیرو در یك تگ تیم مچ بود. اكی در ژاپن به لیگ NJPW پیوست و در آنجا هم موفقیتهای تگ تیم زیادی رو در برابر بزرگان اون لیگ بدست آورد و برای اولین بار در كریرش تصمیم گرفت تا با نام جمال به طور انفرادی كار كنه. اسپرینگ بورد البو، مونسالت، چوكسلم یك دستی، ترنباكل پاوربمب و سوپرفلای استایل اسپلش از جمله فنون او در آن زمان بود كه برای فردی در اندازههای او بسیار ایده ال بود. اكی در این دوره هم صاحب موفقیتهایی شد و درخشش او باعث شد تا دبلیو دبلیو ای در دسامبر 2005 قرارداد دیگری با او به امضاء برسونه. آخرین مسابقه ی او در لیگ NJPW در یكم دسامبر 2005 بود كه به همراه كی و میچینوكو در برابر تیم ساساكی، ناكاییما و آكیرا رایجین پیروز شدند.
- دِ ساموان بولدوزر
بر خلاف دیگر قراردادهای دبلیو دبلیو ای كه در ابتدا در OVW مشغول به فعالیت میشدند ادی این بار در همان لیگ اصلی شروع به فعالیت كرد. در واقع به غیر از تنها یك شب كه در دارك مچ نهم ژانویه شاهد تشكیل دوباره ی تری مینتز وارنینگ بودیم، ادی فاتو دیگر در هیچ برنامهای حضور پیدا نكرد تا مشخص بشه دبلیو دبلیو ای برنامه ریزی ویژهای برای او داره. یك شب بعد از رسلمنیای 22 در راء سوم آپریل 2006، آرماندو استرادا وارد میشه و حریف جدید ریك فلیر رو معرفی میكنه و ادی فاتو با نام درون رینگ اوماگا به زد و خورد نیچر بوی ریك فلیر می پردازه تا اولین حریف اوماگا شانزده بار قهرمان جهان ریك فلیر باشه. در واكنشهای اولیه احتمال داده شد كه این نام جدید به منظور ادای احترام به رهبر سابق سیاه پوستان نیوزلند با نام تاما اوماگا باشد و این گیمیك جدید چهرهای خشن و منفی داشت. در شخصیت اوماگا، ادی با پای برهنه كشتی میگرفت و بسیاری از حركات دنیای وحشی كه دایی او در دههی هفتاد انجام میداد رو پیروی كرد. در ابتدا كار كمی مشكل بود اما اوماگا توانست رفته رفته نظر طرفداران رو به خودش جلب بكنه و الیته نام بسیار جالبی رو هم برای خودش داشت به عنوان بولدوزر ساموایی یا همان ساموان بولدوزر (Samoan Bulldozer).
در بكلش 2006 اوماگا گام اول رو محكم برداشت و ریك فلیر رو شكست داد، ركورد شكست ناپذیری خودش رو در برابر افراد بزرگی همانند تریپل اچ، شاون مایكلز، كین، جان سینا و ... ادامه داد. در واقع اوماگا مصوب اصلی انتقال كین به اسمكدان بود. در راء 9 اكتبر كه به صورت مخصوص و سه ساعته بود مسابقهای بین كین و اوماگا برگزار شد كه بازنده باید راء رو ترك می كرد و اوماگا با شكست كین او رو به اسمكدان فرستاد. پس از این اتفاق در سایبر ساندی در تاریخ پنجم نوامبر 2006، مردم باید به سه سوپراستار رای میدادند تا حریف اوماگا مشخص بشه. این سه نفر سندمن از ای سی دبلیو، كریس بنوا از اسمكدان و كین هم از اسمك دان بودند كه كین بیشترین رای رو میاره و اوماگا این ار هم با زدن دو ساموان اسپایك پیروز میشه و یكی از بهترین مسابقاتش رو تا اون روز رقم میزنه. شب بعد دشمنی اوماگا با قهرمان وقت دبلیو دبلیو ای جان سینا شكل میگیره و در سروایور سیریس این دو در تیم مقابل یكدیگر حضور داشتند كه اوماگا كه در تیم بیگ شو حضور داشت در همون ابتدا با زدن یكی از اعضای تیم جان سینا با مانیتور، دی كیو كرد اما همچنان شكست ناپذیری او باقی موند. شب بعد استرادا قهرمان دبلیو دبلیو ای رو چلنج میكنه و مسابقه ی بین اوماگا و جان سینا در نیو یرز روولوشن 2007 تصویب میشه و اوماگا سال 2006 رو با شكست ناپذیری به پایان میرسونه. اما چهرهی اوماگا خطر ناك تر و غیر قابل مهارتر نشون داده شد زمانیكه در راء 11 دسامبر(تریبیوت تو د تروپس) اوماگا جف رو شكست میده و به ضرب و شتم او ادامه میده و در نهایت هم به جف و هم به داور ساموان اسپایك میزنه. با این روال اوماگا به یكی از معروف ترین چهرههای كمپانی تبدیل شد. اوماگا از اواخر سال 2006 تا اوایل سال 2007 نقش به سزایی رو در شوءها ایفا میكرد. شاید اوماگا پتانسیل افرادی مانند سینا و باتیستا و لجندهایی چون شاون مایكلز و اندرتیكر رو نداشت اما همواره در مسابقات حساسی حضور داشت. تركیب اوماگا/استرادا نیز خیلی خوب جواب داده بود و استرادا هم نقشش رو در جریان خارج از مسابقه فوق العاده بازی میكرد. قبل از پایان هر مسابقه استرادا یك سیگار برگ رو از كت خودش بیرون می اورد و اون رو تمیز میكرد و بعد از وسط به دو قسمت نصفش میكرد و این برای اوماگا به معنی زدن ساموان اسپایك بود. برای اوماگا اجرای كاراكتر انسان اولیه و شكست ناپذیر بودن اون هم در عصر توسعه و اوایل قرن 21 بسیار موفقیت آمیز بود. پس از یكم ژانویه و شكست سینا در برابر جاناتان كوچمن اون هم با دخالت اوماگا این دو در پی پر ویو با هم روبرو شدند. در این مسابقه اوماگا با رول آپ شكست خورد. این مسابقه برای خود سینا هم غیر منتظره بود كه بدون حتی انجام حركت آنچنانی(یا همان وحشیانه) از سوی اوماگا پایان یافت. شاید به نوعی این اتفاق رو میشد به فال نیك گرفت كه شخصیت اوماگا قویتر از قبل نمایان بشه. آرماندو استرادا از منیجر اون زمان راء یعنی جاناتان كوچمن میخواد كه نوع مسابقه ی بعدی رو خودش انتخاب كنه و بدین ترتیب سینا واماگا این بار در یك لست من استندینگ مچ مقابل هم قرار گرفتند. یكی از به یاد ماندنی ترین لحظات از اوماگا در هنگام امضای قرارداد این مسابقه رخ داد كه سینا به سمت استرادا حمله میكنه اما در راء 22 ژانویه سینا در یك هندیكپ مج مقابل كوچمن و استرادا قرار میگیره و اوماگا دخالت میكنه و از بالای رینگ بر روی سینا كه روی میز افتاده بود سوپرفلای اسپلش میزنه. در رویال رامبل در یك رقابت فوق العاده زیبا و هیجان انگیز این بار هم اوماگا در كسب كمربند ناكام ماند. استرادا طنابهای رینگ رو باز كرده بود و سینا با استفاده از اونها اوماگا رو در اختیار می گیره و با اجرای اس تی اف پیروز میشه.
بعد از این مسابقات و در راء 19 فبریه، وینس مكمن اوماگا رو نماینده و مبارز خودش در رسلمنیای 23 اعلام میكنه كه در همون شب اوماگا با شكست جف هاردی اولین قهرمانی خودش رو بدست میاره و صاحب كمربند بین قاره ای میشه. اما بعد از اون لشلی و اوماگا در جنگ میلیاردرها (بتل آو بیلیونر) درگیر شده و در طول این درگیری یك داور مخصوص با نام استون كلد هم برای مسابقشون انتخاب میشه. این درگیری بتل بیلیونر خیلی صدا میكنه به طوریكه زمزمه هایی مبنی بر حضور مارك كیوبن (مالك دالاس موریكس)، تونی هاوك، ریكی لیك، ویلیام شاتنر، ویل ساسو، جان تراولتا(از دویتان قدیم جان سینا) و كوین فدرلاین و حتی د راك هم شد اما در نهایت دونالد ترامپ وارد ماجرا شد و خود این قضیه ثابت میكرد كه اوماگا در چه رویداد مهمی به كار گرفته شده و دبلیو دبلیو ای اعتماد زیادی به او داره. بدون در نظر گرفتن نتیجه، اوماگا بار دیگه توانایی های خودش رو به رخ همه كشید. این رسلمنیا كه یكی از مهمترین رویدادهای اون همین بتل بیلیونر بود درامد 5,3 میلیون دلاری از طریق بلیط فروشی داشت و خرید دیویدی اون هم بسیار بالا بود و میشه گفت بعد از رسلمنیای 13 پردرامدترین رسلمنیای تاریخ بود.
بعد از رسلمنیا هم اتفاق عجیبی برای اوماگا افتاد كه در یكی از راء ها كه در ایتالیا انجام میشد با دخالت بابی لشلی كمربند بین قاره ای رو به یك تماشاگر(سانتینو مارلا) واگذار كرد. اما اوماگا موفق شد در ونجنس همان سال عنوان قهرمانی خودش رو پس بگیره و به قول جری لاور برد سانتینو بیشتر شبیه معجزه بود اما اوماگا هیچ فرصتی نداد تا سانتینو از قهرمانی خودش لذت ببره و اون رو پس گرفت. در سامراسلم 2007 اوماگا در یك تریپل ترت مچ در برابر كندی و كارلیتو قرار گرفت و هر چند كه در اون زمان نقش هیل داشت اما فریادهاای رو از بین تماشاگران میشنیدیم كه می گفتند:"ساموان بولدوزر" و اوماگا برای لحظاتی هم كه شده به بیبی فیس تبدیل شد و از كمربندش دفاع كرد. در راء 27 آگوست اوماگا در مسابقه ی بین هاردی و كندی دخالت میكنه و به جف سوپزكیك میزنه. در جریان یك ماجرا مربوط به داروها، دبلیو دبلیو ای مجبور میشه ده سوپراستارخودش رو به حالت تعلیق در بیاره كه اوماگا یكی از آنها بود و به همین دلیل در راء هفته ی بعد اوماگا در یك مسابقه كمربند خود رو به جف هاردی واگذار میكنه.
- 2008 - 2009
اوماگا سال جدید رو هم با مسابقه با جف هاردی آغاز كرد و در راء هفتم ژانویه در برابر جف قرار گرفت و مطمئنا یكی از زیباترین مسابقات سال 2008 هم بود. بعد از اون اوماگا تا دقایق پایانی رویال رامبل در رینگ بود. در الیمینیشن چمبر راء در نو وی اوت پس از دریافت چندین فینیشر پیاپی حذف شد. برای مسابقه رسلمنیا او در مقابل باتیستا قرار گرفت. مسابقهای كه نبرد راء در برابر اسمك دان بود. ویلیام ریگال، اوماگا رو انتخاب كرد و ویكی گررو باتیستا رو. در اون مسابقه هم فریادهایی با این صدا رو میشنیدیم كه میگفت:"اوووووو ماااااااا گااااااا ...". بعد از رسلمنیا اوماگا برای یك مرتبه ی دیگر هم با جف درگیر شد و سوانتان بمب فراموش نشدنی جف از روی كامیون هم در اون مسابقه رخ داد. در بیست و سوم ژوئن همان سال اوماگا به اسمك دان درفت شد تا با چهرههای جدیدی رو برو بشه. اوماگا اولین مسابقهاش در اسمكدان رو در برابر باتیستایی برگزار كرد كه او هم به راء درفت شده بود. به نوعی ریمچ رسلمنیای 24 رو شاهد بودیم كه باتیستا با دی كیو موفق به شكست اوماگا شد. بعد از اون اوماگا چند مسابقه سبك رو انجام داد و مدتی هم با كندی درگیر شد تا اینكه به دلیل پارگی رباط صلیبی او مجبور شد از مسابقات برای مدتی دور بماند. در طول مدت مداوا اوماگا یك بار هم در اف سی دبلیو حاضر شد تا از نزدیك شاهد فعالیت این لیگ بازیكن ساز باشه. غیبت اوماگا تا اوایل سال 2009 ادامه داشت تا اینكه اوماگا به اسمكدان بازگشت و در هفتههای ابتدایی در برابر چند جابر قرار گرفت. اما مهمترین مسابقه ی اوماگا بعد از بازگشت در برابر قهرمان دبلیو دبلیو ای تریپل اچ در تاریخ ششم مارچ بود كه با دخالت لگسی ناتمام ماند. بعد از این مسابقه باز هم شاهد غیبت اوماگا بودیم و او در رسلمنیای 25 هم حضور نداشت تا اینكه در تاریخ 1 می برگشت و با مستر مانی این د بنك سی ام پانك درگیر شد. اوماگا در طول درگیری با پانك در دو پی پر ویو حضور داشت كه در جاجمنت دی پیروز شد اما در مسابقه ی ساموان استرپ مچ در اكستریم رولز شكست خورد و این مسابقه آخرین حضور او در دبلیو دبلیو ای بود چرا كه اوماگا در تاریخ هشتم ژوئن توسط كمپانی كنار گذاشته شد. این تصمیم بسیار عجیب بود چرا كه گفته میشد رایولری بین اوماگا و آندرتیكر از مدت ها قبل برنامه ریزی شده بود. بعدها دلیل این كار زیر پا گذاشتن برنامههای پزشكی دبلیو دبلیو ای اعلام شد.
- تنها - خارج از دبلیو دبلیو ای
پس از كنار گذاشته شدن اوماگا خبرها و شایعات زیادی منتشر شد كه او به تی ان ای خواهد پیوست. در این مدت اوماگا در یك مسابقه نمادین در پورتوریكو (در تاریخ 11 جولای) در برابر كن اندرسون قرار گرفت كه شكست خورد. بعد از این خبرهایی شنیدیم مبنی بر اینكه اوماگا با یكی از كمپانیهای آمریكایی یا ژاپنی قرارداد خواهد بست و جی آر در بلاگش این چنین نوشت:"فكر كنم این اتفاق(كنار گذاشته شدن از دبلیو دبلیو ای) یك شوك بزرگ برای ادی بوده به طوریكه او نسبت به چند ماه قبل چند كیلو وزن كم كرده." اما اخرین مسابقات اوماگا در تور هالكامنیا انجام شد. ادی با اریك بیشاف قرارداد این تور رو بست. در كنار ادی برادرش ریكیشی و افراد مهم دیگری از جمله ریك فلیر، كن اندرسون و وال ونیز نیز در این تور حضور داشتند. اوماگا هم درست مثل ادی گررو اخرین مسابقهاش رو در برابر كندی انجام داد.
در بك استیج به نظر ادی چهرهی محبوبی داشت و در عكسهای تور هالكامنیا این كاملا مشخص بود.(ظاهرا یك بار كه اوماگا لباسهای تریپل اچ رو به تن كرده بود و مطمئنا باعث گشاد شدن آنها شده بود، رندی اورتن از او دفاع كرده بود). الیجا بورك نیز یك بار در گذشته در وبسایتش اینگونه نوشته بود كه: یكی از بهترین و لطیف ترین كسانی كه من تا كنون باهاش كار كردم ادی فاتو بوده. به گفته ی اطرافیان، خنده، شوخی و لذت با هم بودن از كارهای روزانه ی ادی فاتو بود و او فقط جثهی بزرگتری نسبت به بقیه داشت. سرانجام ادی فاتو در تاریخ چهارم دسامبر 2009 بر اثر حملهی قلبی خانواده و دوستان خودش رو تنها میزاره. بعد از این اتفاق هم خبرهایی بود مبنی بر اینكه قرار بوده او به زودی و احتمالا برای رویال رامبل به دبلیو دبلیو ای برگرده.
- پیامهای تسلیت
در همین رابطه عده ای از مقامات و كشتیگیران پیغامهایی رو در فیس بوك و توئیتر در رابطه با مرگ ادی فاتو دادند:
» شانون مور: روحت شاد ادی... برای تو عشق و احترام قائلم. ما تو رو از دست دادیم و من اوقاتی رو كه با هم بودیم رو گرامی خواهم داشت.
» كریستوفر دنیلز: روحت شاد ادی فاتو. خیلی خوشحالم كه مدت زمان كوتاهی در جایی بودی كه ما هستیم.
» دانگلو داینرو: این سخته، خیلی سخت. قلب من برای همسر، فرزندان و خانواده ی اوماگا میسوزه.
» آلیسون دنجر: روحت شاد اوماگا، من از مهربانیتان در ملاقات با شما سپاسگزارم. من با خانواده ی شما همدردی می كنم و فكر من مشغول چیزیست كه اونها بعدا نیاز خواهند داشت.
» هاریكین هلمز: دل شكسته. صحبتی ندارم.
» جرمی بوراش: روحت شاد ادی فاتو.
» كن اندرسون: ما هر دو در اون شب به دنبال یك هدف بودیم و به عقیده من ماموریت پایان یافت. اِكی واقعا به همسرش عشق می ورزید و به فرزندان خودش افتخار می كرد. من خاطرات شگفت انگیز، ناراحت كننده و خنده دار(چیزهایی كه از خنده روده بر میشدیم) زیادی با او داشتم.
» مت هاردی: من امشب برای انجام كاری به شریو پورت(شهری در امریكا) اومده بودم. از شنیدن خبر اِكی بسیار متاثر شدم. لطفا برای او دعا كنید.
» جان بردشاو لیفیلد: وقتی خبر مرگ ادی فاتو رو شنیدم خیلی متاسف شدم. در آخرین حضورهای من در دبلیو دبلیو ای در برخی مقاطع با همدیگه تگ تیم بودیم. اوماگا هنوز دوست من خواهد بود. لذت بردن از خانواده و دوستان یك زندگی خوب هست. بنابراین یك روز رو هم از دست ندید و از زندگی امروزتون لذت ببرید.
» سامو انوای: از همه متشكرم، روحت شاد (یكی از بستگانم)! ما تو رو دوست داریم.
» عبدالله د بوچر: ادی "اكی" فاتو مرد وظیفه شناس خوبی بود. او الان در جایی بالاتر در كنار پروردگار هست. با خانوادهاش هم احساس هستیم اما با خودش نه بلكه الان اون جایی هست كه همهی ما فقط میتونیم آرزو داشته باشیم كه اونجا باشیم. در بهشت.
» ویتو لوگراسو: من واقعا فكر می كنم كشتی كج افراد زیادی رو از دست داده است. 19 سال با ارزش. من میدونم كه الان برای ادی چه اتفاقی افتاده. اون الان در گوشه ای از بهشت هست. من واقعا غمگینم و امیدوارم كه این یك دریچه برای سایر پیغامهای فیس بوك باشه. از زندگی لذت ببیرید و سعی كنید به كارهایی كه مثبت هستند فكر كنید. اگر چیزی هست كه شما رو ازار میده بدون رودربایستی به دوستتنان بگید. (این كار) از شما یك انسان میسازه. من اولین نفر هستم كه اعتراف میكنه زندگی میتونه سخت باشه.
» تراویس تامكو: اكی تو برای من خیلی خوب بودی و یادم میاد وقتی تنها یك بادیگارد بودم و میخواستم كشتی گیر بشم تو به من خیلی كمك كردی، حالا رفتی؟ تو خیلی راحت رفتی. خندههات دوست داشتنی بود و یك فرد وظیفه شناس بودی و با تو بودن خیلی لذت بخش بود. شاید این آرزوی خدا بود. اما من آرزوداشتم با تو خداحافظی كنم. من برای همسر، جونیور(ریكیشی) و آرامش خانواده ات دعا میكنم برادر! جای تو خیلی خالی هست. دوسِت دارم.
R.I.P Eki Eddie "Umaga" Fatu (28 March, 1973 - 4th December, 2009)
طبقه بندی: داخلی: زندگی نامه،

او یكی از نامهای بزرگ كشتی حرفهای به حساب میاد. طرفداران های فلایینگ در هر قارهای در سطح جهان وجود دارند. او از مكزیك گرفته تا ایالات متحده، قهرمان بزرگترین لیگهای كشتی حرفهای شده اما هیچ وقت واقعیت درونی خودش رو كه در اصل چه كسی هست رو تا كنون بیان نكرده بود. طرفداران كشتی كج او رو با نام ری میستریو میشناسند. یك لوچادور آمریكایی و استعدادی بی نظیر كه مجموعهای از تواناییها در بدن كوچك او با هم جمع شدهاند. در حال حاضر برای اولین بار ری شخصیت واقعی خودش رو برای ما باز میكنه:
- چه مبارزاتی در رینگ برای آزمایش شدن داشت
- شخصیتش پیش از ری میستریو جونیور شدن چگونه بود ... و حتی میشه از اون به عنوان اولین هویتش اشاره كرد.
- چرا دوست داشت در مكزیك كشتی بگیرد ... از میدان گاوبازی تا شورش
- چطور در دبلیو سی دبلیو ماسك خودش رو برداشت ... و به همین دلیل بود كه موفقیت چندانی نداشت
- داستان درونی 619 و حركات منحصر به فرد او
- تاثیر ادی گررو بر كریرش در دبلیو دبلیو ای
- كشمكش های شخصیتی در سال 2008 كه فرصت در رینگ بودن رو از او گرفت اما در نهایت او رو به مردی قویتر تبدیل كرد.
- علاقهی واقعی او در زندگی به عنوان پدر و شوهر بودن
- كتاب ری میستریو: در پشت نقاب
در كتاب "ری میستریو: بیهایند د ماسك"، ری به طور رك و پوست كنده در مورد كریر بیست و چند سالهاش در این حرفه، از سن 14 سالگی گرفته تا روزهای اخیر در دبلیو دبلیو ای صحبت میكند. او از لحظات عاطفی در رینگ به همراه دایی خودش ری میستریو بزرگ و از روزهای تاریكی كه او به زیر تیغ جراحی رفت تا زانوی آسیب دیدهاش بهبود پیدا كند، صحبت میكند. در طول این كتاب ری میستریو اسرار لوچا لیبره رو به تماشاگران آمریكایی معرفی میكنه و راجب د های فلایینگ (یك سبك كشتی مكزیكی كه خودش انجام میدهد و در ایالات متحده هم به این نام شهرت یافته است) توضیح میده و همچنین به صحبت راجب كشتی گیرانی مانند كونان كه به هالك هوگن مكزیك معروف هست و رونمایی از برخی پشت صحنههای كثیف در سقوط دبلیو سی دبلیو در جنگ دوشنبه شبها میپردازه. میستریو با عشق و محبت راجب دوست دیرینهاش ادی گررو صحبت میكنه و تصویری بهتر از یكی از بهترین كشتی گیران معاصر خودش رو برای ما بیان میكنه. او همچنین جزئیات بیشتری راجب مسابقهی قهرمانی سنگن وزن و تسلطش بر تاج (كمربند) دبلیو دبلیو ای كه او رو در میان نخبگان تمام دوران این حرفه قرار داد بیان میكنه.
بیهایند د ماسك، داستان چهرهی صمیمی یكی از بزرگترین كشتی گیران در تمام دوران هست كه طرفداران كشتی حرفهای از هر رده ی سنی نمی خواهند اون رو از دست بدن.
» جزئیات كتاب
- رتبهی فروش در آمازون: شمارهی 7530 در بین كل كتابها
- تاریخ انتشار: سوم نوامبر 2009
- زبان اصلی: انگلیسی
- تعداد صفحات: 368 صفحه
» بررسیهای سرمقاله:
- آغاز
تا آنجا كه اطلاع دارم از یك خانوادهی كارگر و سخت كوش مكزیكی بودم. هم پدر و هم مادرم مكزیكی بودند اما مثل بسیاری از زوجهای دیگه به دلیل فرصت شغلی گاهی دور از هم زندگی می كردند. پدرم روبرتو گوتیرز در فقر بزرگ شد. او هرگز به مدرسه نرفت و به جای اون كار میكرد. وقتی 8 ساله بود شغلش جمع كردن پس ماندهها برای غذا دادن به خوكها بود. او درسها و تجارب زیادی در خیابانها بدست آورد. اون به دنبال یك شغل بهتر و بزرگتر بود و در نهایت به انبار یك كارخانه راه پیدا كرد كه سازندهی قالبهای تصویری بود. این روند سالها طول كشید و از قبل از طلوع آفتاب مشغول به كار میشد تا بعد از غروب آفتاب و سخت كار میكرد درست مثل بقیهی كودكان ما كه این وضعیت رو داشتند. ثروتمند نبودند اما هرگز گرسنه هم نمیماندند.
مادرم ماریا دل روساریو همراه با كار و پرورش بزرگ شد. من سه برادر دارم: روجلیو، روبرتو جونیور و لوئیس كه همگی از من بزرگتر هستند. مادرم خانه ها رو نظافت میكرد و چند شغل دیگر هم داشت تا به وضع مالی خانواده كمك كنه.
من در یازدهم دسامبر 1974 در چولا ویستا و بیمارستان اسكریپس مموریال متولد شدم درست همان جاییكه پسر و دختر من متولد شدند. با اینكه اونجا در طی این سالها خیلی تغییر كرده هنوز هم نسبت به اونجا احساس دلبستگی دارم و به همین دلیل كودكانم هم در اونجا متولد شدند. به نظرم خیلی خوب بود كه اونها زندگیشون رو از جایی شروع كردند كه من شروع كرده بودم. متولد شدن در آمریكا من رو به عنوان اولین نفر در خانواده به یك شهروند تبدیل كرد. بعد از این آمریكا نشون داد كه برای نسلهای آینده مكانی مناسب برای زندگی كردن و آموزش و پرورش هست.
پدر و مادرم اسم من رو اسكار گذاشتند. یك نام غیر معمول برای یك مكزیكی-آمریكایی. یك روز این نام به سر پدرم خطور كرد. اون این اسم رو دوست داشت و تصمیم گرفت تا من رو با این اسم صدا كنه. صادقانه بگم، من هرگز از مادرم راجب اینكه این اسم از كجا اومده سوال نكرده بودم تا اینكه شروع به نوشتن این كتاب كردم. خنده داره. من عقیده دارم كه: "مهم نیست كه شما چطور راجب موضوعات كنجكاو بشید، همواره چیزهایی اتفاق میفته كه این فرصت رو به شما میده." بلافاصله بعد از تولد من، شركت پدرم به او پیشنهاد كار در تیجوانا رو داد. اون كار خیلی خوبی بود اما پدرم نمیخواست دوباره خانواده رو جابجا كنه. پدر و مادرم یك خانه در سن دیگو خریداری كرده بودند و میخواستند مطمئن بشن كه همهی ما تا دوران دبیرستان رو در اونجا به پایان برسونیم. پس پدر من تصمیم گرفت تا هر روز جابجا بشه. راه خیلی زیادی نبود. تیجوانا و سن دیگو خیلی به هم نزدیك بودند اما زمان زیادی برای رفت و آمد سپری میشد. صبح ها خیلی بد نبود. حدود ساعت 5:30 خانه رو ترك میكرد و بعد از گذشتن از مرز حدود ساعت 6 سر كار حاضر میشد(تیجوانا شهری در مكزیك هست) اما برگشت به خونه داستان متفاوتی داشت. پدرم ساعت 4 بعد از ظهر از كار مرخص میشد اما با ترافیك زیادی كه وجود داشت تا ساعت 6:30 یا حتی دیرتر هم به خونه نمیرسید. اگر برای اضافه كاری هم میموند خیلی دیرتر به خونه میرسید و حتی اغلب اوقات شبها و در تاریكی به خونه میومد. تا به خونه میرسید مجبور بود سریع به رختخواب بره تا صبح زود بلند شه. این تنها یكی از فداكاریهای پدر و مادرم در قبال ما هست. این داستان تمام مهاجرانی هست كه برای نسل آیندشون سخت كار كردند.
- ری میستریو
كشتی همواره بخش بزرگی از زندگی من هست. دایی من میگل(میگل آنجل لوپز دیاز) كه چه به عنوان لوچادور یا كشتی گیر در اون ور مرز در تیجوانا با نام ری میستریو شناخته شده بود. اون برادر كوچكتر مادرم هست و مادرم اغلب من رو میبرد تا مسابقات اونو ببینم. اون برای مدتی در یك شركت ساختمانی كار میكرد و به همراه ما در سن دیگو زندگی می كرد. در طول هفته كار می كرد و بعد جمعه شبها برای كشتی گرفتن به تیجوانا میرفت. من از بودن با دایی خودم و دیدن شو و جو ورزشگاه هیجان زده میشدم. ترجمهی نام درون رینگ دایی من راز پادشاه (Mystery King) یا پادشاه راز (The King Of Mystery) بود. این به موارد مهم تشكیل دهندهی لوچا لیبره یا همون سبك كشتی مكزیكی اشاره داره. با وجود كشتی گیران زیادی كه از ماسك استفاده میكردند رمز و راز راجب این ورزش همیشه وجود داشته و ثابت هست. بر خلاف من دایی من كمی بلتدقدتر از حد معمول یك مكزیكی بود و به همین خاطر در سنگین وزن كشتی میگرفت و وزنش حدود 220 پوند بود. او یك مرد قدرتمند بود و در اوایل دههی 80 در تیجوانا و مكزیك شناخته شده بود. همچنین به خاطر آموزش استعدادها هم داشت شهرتش بیشتر میشد و تعداد زیادی از شاگردانی رو كه وارد رینگ شدند رو آموزش داد. با توجه به این نكات میدونستم كه اون دایی مورد علاقهی من هست و سعی داشتم همیشه در كنارش باشم. اون عملا از پدر و مادر به من نزدیكتر بود. داییم و همسر اون زمانش لیلیا لوپز از من به عنوان یك بچه نگهداری میكردند. اون تازه در دههی بیست عمرش بود و هیچ بچه ای نداشت و به من به چشم پسرش نگاه میكرد. اون در مزرعه زندگی می كرد و با هم اسب سواری می كردیم و یا سه چرخهی من رو میروندیم. به یك نوعی خانواده بودیم و خیلی خیلی به هم نزدیك بودیم. من عاشق این بودم كه در زمان تشكیل كلاسهای كشتی در تیجوانا در كنارش باشم. در جلساتی كه به شاگردهاش در سالن ورزشی تیجوانا آموزش می داد. به همین خاطر بود كه من برای اولین بار این شانس رو پیدا كردم كه به رینگ برم. من خیلی كوچیك بودم و فكر نكنم بیشتر از 4 یا 5 سال داشتم، شاید حتی كوچیك تر. داخل رینگ میپریدم و بازی میكردم مثل هر بچه ی دیگهای كه در رینگ ببینید. هر كاری كه كشتی گیران انجام میدادند رو میدیدم و تقلید می كردم. طنابها رو میزدم و به بالای ترنباكل می رفتم و از اونجا شیرجه میزدم و یا حتی روی پای خودم فرود میومدم. به یاد دارم یكبار عموی من بیرون از رینگ وایساده بود و یك از كشتی گیران هم میخواست طنابهای رینگ رو باز كنه و من به روی طناب دوم رفتم و از اونجا به روی داییم پریدم. مطمئن بودم كه اون من رو میگیره و همیشه این كار رو انجام میداد.
من به یك طرفدار كشتی تبدیل شدم و به همراه مادر و مادربزگرم شوهای كشتی رو تماشا می كردیم و در همون دوران اولیهی زندگی این اتفاق برای من افتاد. من به همراه داییم به رختكن میرفتم و تمام كشتی گیران مورد علاقهام رو میدیدم. من اونها رو در شرایط مختلف و كارهای دو به دو (تگ تیم) مشاهده میكردم. البته در اون زمان متوجه نبودم كه به چه سختی كار میكنند. دیدن خیلی آسان هست. كارهایی رو كه اونها انجام میدادند رو تقلید میكردم و شانسی یاد میگرفتم.
در بك استیج میتونستم بسیاری از كشتی گیران مورد علاقهام رو بدون ماسك ببینم و این یك امتیاز واقعی بود. دیدار با كسانیكه كه ماسكشون رو برداشته بودند یك افتخار بود.
- لوچا لیبره
در مكزیك كشتی حرفهای با نام لوچا لیبره شناخته میشه. در معنای كلمه به معنی "كشتی آزاد (Free Wrestling)" كه بعضیها اون رو به "سبك كشتی آزاد (Free-Style Wrestling)" ترجمه میكنند هست. اما تعریف واقعی كشتی در مكزیك فراتر از اون چیزیست كه با كلمات بشه بیان كرد. در واقع كلمات نمیتونن اون رو توصیف كنند. برای درك لوچا لیبره باید اونو تجربه كنید. كشتی در مكزیك تاریخچه ی مشتركی با كشتی در ایالات متحده داره و بسیاری از چیزهایی كه شما در رینگ میبینید در دو طرف مرز مشابه هم هست. حتی با توجه به اون، كشتی در مكزیك نسبت به اون چیزی كه در رینگ های آمزیكا می بینیم تمایل بیشتری به های فلای بودن و حركات پروازی و آكروباتیك داره.
مسابقات تگ تیم اغلب با حضور سه سوپراستار در هر تیم رایج هست و به شكل Two Out of Three Falls هست كه هر تیمی دو مرحله از مجموع سه مرحله رو با موفقیت پشت سر بگذاره و تا چند سال قبل در مقایسه با آمریكا تاكید كمتری بر استفاده از استوری لاین بود و اغلب از كُمدی استفاده میشد.
اما بارزترین تفاوت بین كشتی گیران آمریكایی و لوچا لیبره استفاده از ماسك هست. اونها بخش مهمی از این ورزش هستند و همانطور كه گفتم ارزش مذهبی برای طرفداران و كشتی گیران دارند. بسیاری از داستانهای عامیانه وجود داره كه رابطهی بین لوچا لیبره و ماسك به فرهنگ باستانی آزتك یا مایان(مردمی در جنوب مكزیك و گواتمالا) برمیگرده كه در اونجا ماسك ارزش مذهبی داره. مورخان كشتی اشاره كردند كه سابقهی ماسك در كشتی مكزیك به سال 1930 برمیگرده و این میتونه تنها یكی از دلایل اهمیت ماسك باشه.
هنوز همه ماسك میپوشند و برای كسانیكه كه اون رو روی سرشون میزارن مثل ورود به یك هویت جدید هست. ماسك بخشی از كسیست كه در رینگ حاضر میشه و شما به چهرهی یك كشتی گیر واقعی تبدیل میشید. وقتی این كار رو انجام میدید (ماسك گذاشتن) شما هوز خودتون هستید اما با خودتون تفاوت دارید.
كشتی گیران ماسكی همواره به دنبال این هستند تا شناسایی نشن و طرفداران اونها رو بدون ماسك نبینند. "میل ماسكاراس" ماسك خودش رو حتی در رختكن هم برنمیداشت. اون حتی زیر دوش هم ماسك رو برنمی داشت. هیچ كس اون رو در رینگ یا بك استیج بدون ماسك ندید. ال هیجو دل سانتو هم همینطوری بود و الان هم همونطور هست. اینكه چرا وضعیت به اینگونه هست به دلیل این كه كه به دین و مذهب بسیار نزدیكه. من همیشه این سوال رو پرسیدم كه:"ری، تو ماسكت رو برخواهی داشت؟"
البته من این كار رو انجام میدم اما نه در رینگ و نه در زمانیكه كاری انجام میدم یا یك شو اجرا میكنم و با مردم ملاقات میكنم. ماسك بخشی از احترام من به این حرفه و به مردمی هست كه اونها رو سرگرم میكنم. من برای یك دورهی زمانی كه كشتی میگرفتم اون رو برداشتم اما اون زمان گذشته.
- خوب در برابر بد
در مكزیك بسیاری از مسابقات بین نقش خوب و بد دیده میشه، بیشتر از اون چیزی كه در آمریكا میبینیم. كشتی گیران به دو دستهی Tecnicos و Rudos تقسیم میشن. كلمه ی Tecnico از واژه ی قدیمی cientifico یا "scientist" میاد و اشاره به كشتی گیری داره كه تكنیكی تر هست به عبارت دیگر روشی كه از قاعده و قوانین كشتی پیروی میكنه. Rudo به معنای خام یا خشن هست. رودو قبول میكنه كه از هر روشی برای پیروزی استفاده كنه و نمیخواد كه در پین كردن به قوانین توجهی كنه.
در ایالات متحده، طرفداران كشتی از واژه های بیبی فیس و هیل برای دسته بندی كشتی گیران استفاده میكنند كه بیبی فیس طرف خوب و هیل ها هم طرف بد ماجرا هستند. اما در اینجا تفاوت بین اونها زیاد نیست در حالیكه در مكزیك این طوری نیست. در اینجا هیل میتونه خیلی محبوب باشه شاید حتی بیشتر از بیبی فیس بدون اینكه توجه بشه نقشش هیل هست اما در مكریك این قضیه متفاوت هست.
بزرگترین لوچادور مكزیك ال سانتو (El Santo) در نقش یك تكنیكوز(بیبی فیس) بود. سانتو متولد 1917 بود كه لقبش ماسكد من نقرهای بود و شخصیتی در كشتی مكزیك داشت كه بیب روث در بیسبال داشت. سانتو برای 50 سال كشتی گرفت و هیچ وقت ماسك خودش رو برنداشت تا 10 روز قبل از مرگش. او برای سالها كشتی گرفت و در دهها فیلم هنرنمایی كرد، اما او...
طبقه بندی: داخلی: زندگی نامه، نقد و بررسی،

زندگی نامه ها موضوعات جدیدی در كشتی كچ حرفه ای نیستند.
كمپانی دبلیو دبلیو ای از سال 1990 و با انتشار كتابی كه میك فولی درباره ی زندگی شخصی اش نوشت شروع به تهیه و تدوین زندگی نامه های سوپراستارهای خود از جمله راك ، ریك فلیر ، استیو استین ، جری لائلر ، هولك هوگن و ویلیام رگال كرد ولی هیچ یك از این كتاب های منتشر شده تاكنون نتونسته كه انتظارات رو بطور كامل برآورده كنه.
در یك نگاه اجمالی كه به سوپراستارهای هر3 شو یعنی راو و اسمكدان و ای سی دبلیو انداختم یك نفر وجود داشت كه اصلا فكر نمی كردم بتونه كتابی درباره ی زندگی نامه اش بنویسه ولی وقتی كتابش رو خریدم و خوندم فهمیدم كه واقعا باید زندگی نامه اش رو به صورت كتاب دربیاره تا همه بتونن از خوندن چنین كتاب زیبایی لذت ببرن و اون یك نفر كسی نیست جز "باتیستا" مردی كه سابقه ی چندین بار قهرمانی كمربند سنگین وزن های دنیا رو هم داره.
این كتاب كه با نام "باتیستای رها شده" منتشر شده بطور كامل و خیلی مناسب درباره ی زندگی وی توضیح می ده كه البته باید از نویسنده ی معروف جرمی رابرتز هم تشكر ویژه ای داشت چون كمك های فراوانی به باتیستا در نوشتن این كتاب كرد.
اما درباره ی قسمت هایی از این كتاب می شه به دوران بچگی باتیستا اشاره كرد كه دیوید باوتیستا كه بعدها به باتیستا ملقب شد دوران كودكی خودشو در سال های 1970 تا 1980 در شهر طلسم شده ی واشنگتن دی سی گذراند جاییكه در ان زمان به هر علفزاری كه نگاه می كردی می تونستی یك جسد رو ببینی و یا وقتی كه روزنامه هارو ورق می زدی در هر صفحه اش می تونستی اخباری از قتل عام های خونین خانواده ها در واشنگتن رو بخونی.
اما همین شرایط سخت برای زندگی باعث شد كه باتیستا فردی سر سخت و قوی بار بیاد بطوریكه تونست تحت همین شرایط طاقت فرسا رشد كنه و مدتی رو هم در دسته ی جنایتكاران گذراند ولی در نهایت والدینش كه از هم طلاق گرفته بودن مجبور به ترك این ایالت شدن تا فرزندشون بیشتر از این ها اسیب نبینه.
ولی در حقیقت باتیستا خیلی دیر به استعداد نهفته اش پی برد و در سن 30 سالگی به عنوان یك بدن ساز شروع به كار كرد و دركنارش از یك كلوب شبانه هم مراقبت می كرد و به نوعی بادیگار انجا بود ولی باتیستا زمانیكه از قهرمان سابق دبلیو دبلیو سی برای كشتی كچ كار شدن جواب رد شنید باز هم به تلاش خودش ادامه داد و تمرینات خودش رو بیشتر و بیشتر كرد تا بتونه به ارزوی خودش كه تبدیل شدن به یك سوپراستار بود برسه و این دقیقا همین اتفاقی بود كه براش رخ داد و در سال 1999 باتیستا همراه با یكی از دوستان صمیمی خودش برای دسترسی مطلوب به امكانات كشتی كچ به پنیسالیوانا كه ایالتی در شرق امریكا هست و مقر تمرینات اهالی جزیره ی ساموا می باشد عزیمت كردند و انجا محلی شد برای تبدیل شدن سریع باتیستا به یك سوپراستار.
و پس از انجا به او وی دبلیو رفت جاییكه اغلب سوپراستارهای كشتی كچ از انجا كشف شدن و وارد كشتی كچ دره ی ایالت اوهیو شد.
در همان ایالت اوهیو بود كه جیم كرنت یكی از استعدادیاب های كشتی كچ درباره ی باتیستا گفت : باتیستا منو یاد نهنگ كتاب عهد عتیق می اندازه.
و سپس در اكادمی ا كا ا با یكی دیگه از نوابغ حال حاضر كشتی كچ یعنی جان سینا اشنا شد و بعد به عنوان اولین حضورش در كمپانی دبلیو دبلیو ای همراه با كشیش دیوون حضور یافت و پس از ان به گروه اولوشن پیوست و دركنار تریپل اچ و ریك فلر و رندی ارتن جوان حرفه ی خودشو ادامه داد و همین باعث شد كه باتیستا به یك چهره ی محبوب در كشتی كچ تبدیل بشه و بتونه در رقابت های مین اونت پی پی وی ها حضور داشته باشه و دركنارش قهرمانی رو تجربه كنه.
همچنین در بخش هایی از این كتاب خاطرات بسیار جالب و خواندنی باتسیتا از كار كردن با بزرگان كشتی كچ ازجمله گلدبرگ و اندرتیكر و اسكات اشتاینر و اج وجود داره كه باتیستا به نحو زیبایی ان لحظات و خاطرات رو توصیف كرده.
حتی باتیستا از خاطرات جالبی كه در پروازهای خودش دركنار خانواده ی دبلیو دبلیو ای داشته برای طرفدارای كشتی كچ می نویسه كه این به معنی احترام قایل شدن به خوانندگان این كتاب هست.
اما فراتر از این مطالب می توان به موضوعات زیر اشاره كرد كه باتیستا با صداقت كامل برای خوانندگان كتاب نوشته:
- ترس باتیستا از پرواز با هواپیما.
- اخراج شدن از دبیرستان به دلیل دعواهای مكرر.
- ازدواج های ناموفق باتیستا.
- اختلاف نظر با كاركنان كمپانی دبلیو دبلیو ای.
- متنفر بودن باتیستا از اینترنت.
- تبدیل شدن دختر نوجوان باتیستا به عنوان والدین وی.(باتیستا عاشق دخترش هست.)
و مطالب جالب و زیاد دیگری از زندگی خصوصی باتیستا............
به نظر من باتیستا هیچ چیزی از زندگی خودش حتی زندگی خصوصی خودشو از خوانندگان این كتاب مخفی نكرده و تمام اتفاقات زندگیشو با صداقت كامل توصیف كرده.
مطمینا از خواندن این كتاب لذت می برین و برای باتیستا و خوانواده اش ارزوی خوشی و سلامتی می كنین.
هم اكنون كتاب "باتیستای رها شده" در كتاب فروشی های معتبر و همچنین در فروشگاه سایت دبلیو دبلیو ای در دسترس می باشد.
- ترجمه ی كامل كتاب باتیستا به زبان فارسی : قیمت پنج هزار تومان
برای سفارش میتونید با شماره تلفن های زیر تماس بگیرید:
TEL Number 1 : 0912 566 8200
TEL Number 2 : 0935 484 78 78
طبقه بندی: داخلی: زندگی نامه، نقد و بررسی،

امروز قصد داریم با هم نگاهی بندازیم به 90 سال قبل ، به دوران حرفه ای یك بكسر امریكایی . دورانی كه مردم با عشق و شور به تماشای مسابقات میامدند . هیجان تمام وجود انها را بر میگرفت .
جك دمپسی ، بكسر كلاسیك امریكایی ، متولد 24 جون 1895 در ایالات متحده .
مرگ : 31 می 1983 در سن 87 سالگی
نام مربی : تدی هیز
سالهای فعالیت در رشته بكس : به مدت 14 سال (از سال 1913 تا سال 1927)
ركورد در بكس : 11-6-66
تعداد مبارزات : 83
تعداد برد : 66 (51 برد به وسیله ناكآت یا همان ضربه ی فنی)
تعدا باخت : 6 (1 باخت به وسیله ی ناكآت)
تساوی : 11
جك اوایل در معدن كار میكرد كه روزی یكی از قهرمانان بكس به محل كار انها میرود و به تمامی كاركنان اعلام میكنند كه كی حاضره با او یك مبارزه بكس بده ؟كه جك داوطلب میشود و پایاپای با او مبارزه میكند . این میشود كه تدی هیز استعداد جك را با چشم خود میبیند و او را با خود میبرد و مورد تعلیم قرار میدهد .
اولین مبارزه ی رسمی جك در سال 1914 مقابل یانگ هرمن و آخرین مبارزه ی او در سال 1927 مقابل جن تانی بود .
جك در تمام دوران تاریخ بكس در جهان جزو 100 بكسر برتر این رشته قرار دارد . شاید شرح تمام جزئیات زندگی او در این مكان زیاد مفید نباشه . اما به طور خلاصه كه او در خانواده ای فقیر بزرگ شده است و پشتكار بالای او رمز موفقیتش بود .جك سه بار هم ازدواج كرد و بعد از كناره گیری از بكس رستورانی را افتتاح كرد و در سال 1983 هم دار فانی را وداع كرد .
عكسی از جك دمپسی مقابل یكی از سخت ترین حریف های او
اینها جزئیاتی بود از جك دمپسی تا عزیزانی كه مایلند میتونند با دانلود ویدیو زیر ، كاریست از شبكه ESPN كه بزرگترین مبارزات جك دمپسی را در كنار هم قرار داده را دانلود نمایند .
فایل زیر از Pure Digital Television یا همان PDTV كپچر شده و روز گذشته توسط تیم W4F ریلیز شده است .
» دریاقت ویدیو در یك پارت | حجم فایل: 350 مگابایت | مدت زمان: 42:08 دقیقه | لینك دانلود (لینك مستقیم)
- به لطلاع بازدیدكنندگان محترم میرسانم كه لینك های مستقیم بعد از گذشت 48 ساعت با آمدن لینك مسابقات و ویدیو های جدید حذف میشوند . كه دلیل آن فضای محدود هاست میباشد .
- همچنین لینك های مربوط قابلیت رزیوم یا همان توقف و ادامه دانلود را هم دارا میباشند .
فعلا...مصطفی عزیزی
طبقه بندی: ویدیو: مسابقات روزانه، داخلی: زندگی نامه،
- دختران من
همان طور كه قبلا گفتم از همسر اولم دو دختر دارم ، تنها خوبی ای كه از آن ازدواج به دست آوردم . من هر دوی انها را خیلی دوست دارم . هنگامی كه این كتاب را مینویسم یكی از انها شانزده و دیگری چهارده ساله است . سه ساله پیش برای گرفتن سرپرستی انها به دادگاه رفتم . نگران انچه بر انها و مادرشان می گذشت بودم . او بد دهن بود و به نظرم محیط خوبی برای تربیت آنها فراهم نمی كرد . به این نتیجه رسیدم كه باید تلاش كنم و به انها یك زندگی منظم بدهم . یك زندگی جهت دار و با ثبات . بالاخره به عنوان پدر انها را بدست اوردم . زشتی واقعی روند دادگاه را برایتان توضیح میدهم . گرفتن سرپرستی فرزندان كارساده ای نیست . هنوز هم قضاوت بزرگی علیه پدران در دادگاه وجود دارد . بدون توجه به اینكه آیا آنها انسان های مشهوری هستند یا نه . و در مورد من ، داشتن شغلی به عنوان یك كشتی گیر حرفه ای كمك چندانی در نتیجه ی حاصل شده نداشت . ایستادن فردی در برابر هزاران طرفدار و اینكه از انها بپرسی آیا طرف مقابل را از بین ببری یا نه تصویر خیلی خوبی را ترسیم نمیكند . ما باید قبل از هر گونه تصمیمی ارزشیابی های روانشناسانه ی خیلی وسیعی را تحمل میكردیم . باید از وكیلی نام ببرم كه رویای دست یافتن دوباره ی فرزندانم را تبدیل به واقعیت كرد . اسم او ربكا ماسری است و محشر است . من خیلی به او مدیون هستم . او قبل از اینكه وارد دادگاه شود شبیه به یك دختر بچه ی یهودی شیرین است . در دادگاه همه ی توجهات معطوف به والدین است تا به رفاه فرزندان . مادرشان سعی داشت من را فرد بدی جلوه دهد . از من یك شیطان ساخته بود ، وحشتناك ترین چیز در دنیا . من خیلی خوش شانس بودم كه در پایان دادگاه با بررسی همه ی جوانب پی برد كه من میتوانم محیط مناسبی را برای فرزندانم و رشد و پرورش انها فراهم كنم . دختر كوچكم آتنا هنوز با من زندگی میكند . من باید اعتبار زیادی به او بدهم . او همیشه در فهرست احترام اساسی است . مبسر كلاس است . دخترم سال بعد به یك مدرسه ی پیش دانشگاهی واقعا معتبر میرود . وقتی كوچك بود میگفت میخواهد به هاروارد برود . اما الان ظاهرا توجه اش روی "یوسی باركلی" است. هر مدرسه ای كه انتخاب كند میدانم كه در انجا موفق خواهد بود. من حقیقتا باور دارم كه این دختر جوان به چیزهای بزرگی در زندگیش دست میابد. واقعا از تماشای رشد او لذت میبرم. خیلی به او افتخار میكنم به طوری كه نمیتوانم به زبان اورم. گفتنش سوزناك است ، اما من و دختر بزرگم "كیلانی" واقعا از هم دور شدیم. عجیب به نظر میرسد چون من و او الفتی دیرینه داشتیم. من وقتی او خیلی كوچك بود با كالسكه اش او را به باشگاه میبردم. بعضی از شادترین لحظات زندگیم ، به خصوص در ان روزه ، بودن در كنار او بود . خنده دار است اما همه ی آن مطالب از پیش پا افتاده ه قدیمی درباره ی اینكه تا چیزی را از دست ندهی قدرش را نمیدانی حقیقت دارد. در صورتی كه من و دختر كوچكم وقتی كوچك بود وقت زیادی برای در كنار هم بودن نداشتیم. من اغلب هنگامی كه او نوزاد بود خارج از خانه به سر میبردم. اگرچه همیشه در همین نزدیكیها بودم وتمام تلاشم بودن در زندگی هر دوی انها بود ولی وقتی اتنا كوچك بود با او زندگی نكردم. اما برعكس شد من و اتنا الفت قوی و محكمی به هم داریم. او كاملا ارتباطش را با مادرش قطع كرده و با او صحبت نمیكند و در واقع هیچ كاری با او ندارد. ولی دختر بزرگم واقعا مادرش را میپرستد.
- ژاكوب
هنگام رفت و امد به دادگاه كیلانی باردار شد. برای اینكه مشكلی پیش نیاید اجازه دادیم نزد مادرش بماند تا زمانی كه وضع حمل كند. سپس به دادگاه برگشتیم. ما به فلوریدا نقل مكان كرده بودیم بنابراین باید به ویرجینیا جایی كه انها زندگی میكردند میرفتیم. بعد از اینكه فرزندش متولد شد و دادگاه هم رائ صادر كرد او همراه ما به تامپا امد. نوه ام ژاكوب واقعا یك پسر محشر است . میدانم همه ی پدرها و پدربزرگهای مغرور همین را درباره ی نوه شان میگویند، اما پسر من واقعا ویژه است. خنده ی زیبا و كوچك او را می بینی اب میشوی. او واقعا یك پسر بچه ی به خصوص است. متاسفانه خیلی طول نكشید تا زمانی كه دخترم دوباره به دردسر افتاد. دادگاه سرپرستی ژاكوب را به ما سپرده بود. پدر ژاكوب جوانی به نام "ریكی" بود . ریكی خیلی تلاش میكرد كه پدر خوبی باشد . تنها نكته ی منفی این بود كه اگر چه ریكی چند سالی از دخترم بزرگتر بود اما هنوز بچه بود . اما فلب مهربانی داشت . او میخواست در زندگی فرزندش باشد و آرزو داشت هر كاری كه میتواند انجام دهد . باید چنین مرد جوانی را با این نوع احساس مسئولیت و میل به پدر بودن تشویق و تحسین كرد . ما به او كمك كردیم كه به فلوریدا برود و جایی را برای زندگی اش پیدا كردیم ، حتی یك ماشین هم برایش خریدیم . به او و دخترم چیزی هایی یاد دادیم . از جمله چیزهایی درباره ی مسائل زناشوئی و اساسا هدفمان این بود كه آنها دارای فرزند دیگری نشوند . متاسفانه خیلی زود دخترم و ریكی به مشكلات خیلی بدی دچار شدند . دخترم به مدرسه ی جدیدی رفته بود و فكر كنم به پسر دیگری علاقه مند شد . میتوانید ضربه ی روحی را تصور كنید . ریكی همه چیز را زیر پا گذاشت و كارهایی را انجام داد كه نباید انجام میداد . او دخترم را كه خواسته بود به خاطر پسر جدید از او جدا شود از خانه بیرون كرد . یك شب آمد و خودش و دخترم را در اتاق زندانی كرد و تهدید كرده بود كه بچه را از او بگیرد . من انجا نبودم ولی مادرم بود و در را كوبیده و فریاد زده بود كه در را باز كند . بالاخره انها با من تماس گرفتند و من تلفنی با او حرف زدم . من خیلی خوب و مودب نبودم ، خیلی عوضی بودم . اما سعی داشتم از دختر و نوه ام حمایت كنم . می ترسدم همچون دیوانه ها رفتار كند . سرانجام همه چیز آرام شد . " آنژیه " آنجا بود و كمك كرد . به ریكی گفتم : ( ما هر كاری میكنیم كه تو پدر باشی اما باید قانون داشته باشیم ) او هیچ گاه اجازه ی بی احترامی به مادرم یا امدن به خانه ی ما هنگامی كه من نبودم را نداشت . من رك به او گفتم میترسیدم بخواهد بچه را ببرد . متاسفانه او تصمیم گرفته بود به ویرجینیا برگردد . میتوانم ضربه و عصبانیتی كه در آن لحظه به او وارد شده بود را بفهمم . بنابراین سرزنش او كار سختی است . او احتیاج داشت كه از دخترم جدا شوم و این یعنی از پسرش هم باید جدا میشد . این بخش از تصمیم خیلی خیلی برایش سخت بود . او واقعا آسیب میدید ، او كسی بود كه پوشك بچه را عوض میكرد ، با او بازی میكرد ، به او غذا میداد . حتی بیشتر از دخترم . قبل از اینكه مشكل انها اینقدر بزرگ شود ، ریكی شب ها به آپارتمانش سر میزد ژاكوب را هم با خود میبرد . او پدر خوبی بود ، هر كس میفهمید كه او تا چه اندازه پسرش را دوست دارد . اما او كاری را كه باید انجام میداد انجام داد . به ویرجینیا برگشت و مدتی بعد درست چند هفته وقتی در فرودگاه منتظر یك تماس تلفنی بودم ، تلفنم زنگ زد . ریكی در یك تصادف رانندگی كشته شده بود . خدایا همانطور كه دارم مینویسم اشك هایم جاری شده . من خیلی بی انصاف بودم ، او پدر خوبی بود و ظرفیت زیادی در زندگی داشت و طرف دیگر قضیه ضربه ای است كه به ژاكوب وارد شده است . او هیچوقت پدرش را نخواهد شناخت . این اتفاق قلبم را شكست .
فعلا...مصطفی عزیزی
طبقه بندی: داخلی: زندگی نامه،

- تسلیم كردن عنوان قهرمانی
می دانستم عضله ی سه سر بازویم پاره شده است . كمپانی میخواست من را به بیرمینگهام ، آلاباما نزد دكتر اندروز كه از بهترین جراحان ارتوپد در جهان بود بفرستد . او خیلی از ورزشكاران حرفه ای را درمان كرده و خیلی از ورزشكاران شركت ما . اما ابتدا من اول باید برای تسلیم كردن عنوان قهرمانی به داخل رینگ میرفتم . هر چند نمی خواستم چنین كاری بكنم . هیچ كس دوست ندارد چیزی را كه با تلاش زیاد و سختی به دست آورده از دست بدهد و كمربند قهرمانی برای من خیلی مهم بود . اگر مجبور شوید عنوان قهرمانی را از دست بدهید میخواهید این كار را در حین مسابقه انجام دهید . ولی به هر حال این كار باید انجام میشد . قرار بود برای مدتی طولانی از فعالیت باز بمانم و هیچ راهی نبود كه بتوانم كشتی بگیرم تا زمانی كه سلامتی خود را باز یابم . در اسمكدان به دور كمربند قهرمانی چرخیدم ، صحنه ای كاملا احساساتی بود . اگر نوار ویدیوئی آنرا داشته باشید میبینید كه من خیلی تحت تاثیر قرار گرفته بودم . من در فیلادلفیا بودم و آن شهر را با گریه ترك كردم ، واقعا گریه كردم . وقتی در بیرمینگهام ، آلاباما برای دیدن دكتر اندروز از هواپیما خارج میشدم او به یك حمله ی قلبی دچار شده بود . من این موضوع را نمیدانستم تا زمانی كه صبح روز بعد وارد اتاقش شدم . دستیار او به ملاقات من آمد . او گفت : چیزی از دكتر اندرو شنیده اید ؟ او دچار حمله ی قلبی شده است . من گفتم : پس چه كسی قرار است بازوی من را معالجه كند ؟ خنده داره ، اما فكر میكنم حرف من دلسوزانه ترین چیز برای گفتن نبود . آن روز رفتم و برای ملاقات دكتر وقتی گرفتم كه ببینم آیا حالش خوب است ، خنده دار است او روی تختش نشست و مرا معاینه كرد . او نمیخواست اجازه دهد یك چیز كوچك همچون حمله ی قلبی او را از كار افتاده كند و زمین گیر كند . او در حقیقت خیلی خوب یك دفعه بازوی مرا كشید ، آن مرد مثل میخ محكم بود ، مرد بزرگی است ، همكارش دكتر جفری ر. دوگاس بازوی مرا معالجه كرد ، او یكی از بهترین پزشك هایی بود كه داشتم . همیشه مرا صدا میزد تا فعالیت هایم را ببینم و معاینه ام كند . خیلی مراقب بود . آنها نگران بودند كه مبادا زخمم عفونت كند چون پارگی همان محلی بود كه قبلا هم آسیب دیده بود ، من حتی نمیتوانسم به باشگاه بروم ، حتی برای سلام و احوالپرسی و این حداقل یك ماه طول كشید . آنها حتی نمیخواستند كه من عرق كنم . آنها قسمتی از زردپی پشت زانوی مرا بریدند و به عضله ی سه سرم بافتند . حالا بازویم آنقدر قوی شده است كه احساس بهتری نسبت به سالهای پیش دارد .

- توانبخشی
بیش از شش ماه ورزش نكردم. برای مدتی به بیرمینگهام به یك مركز توانبخشی رفتم. خوشحال بودم كه با كوین ویلك كه معتقدم از بهترین درمانگران جسمانی در كشور بود كار میكردم. ما خیلی از تمرینات ساده ، كششی ، بسیاری ار ورزش های چرخشی مچ دست و چیزهای مختلف را برای جلوگیری از خشك شدن بدنم انجام میدادیم . بیشتر آنچه كه انجام میدادم برای روی فرم ماندن بود تا برای بازسازی شانه هام . باور نمیكنید اگر بگویم توان بخشی خیلی جالب بود . یك ورزشكار مشهوری بود كه تلاش میكرد به مسابقه برگردد . یكی از مكان هایی بود كه دوست داری یك دوربین در آنجا كار بگذارند ، میتوانست یكی از بهترین مستند های دوران باشد . ما چند بار همه با هم بیرون رفتیم ، بیرمینگهام شهر كوچكی است كه دسته ای از ورزشكاران معروف را كه وارد مكانی میشوند میبینید . آنها با ما مثل شاهان رفتار میكردند . خیلی بیشتر از جاهای دیگری كه میرفتیم . دروبریس از لیگ سراسری فوتبال برای توانبخشی شانه اش آنجا بود. پسر خوبی بود . برای او آرزوی بهترین ها را دارم . چند فوتبالیست دیگر كه دیدم فردی میشل از بازیكنان فیلادلفیا و ویل دمپس كه در آن زمان بازیكن بالتیمور راونز بود و حالا با نیویورك جاینتز بازی میكند ، بودند . هر دوی انها بچه های خیلی خوبی هستند ، هنگامی كه در بیرمینگهام بودم چارلز باركلی بسگتبالیست را ملاقات كردم . او در باشگاه گلدن استیت در حال اموزش بود . من در طبقه ی بالای آنجا با یكسری وسایل تقویت قلب كار میكردم . این مرد بلند قامت در حالی كه روی دوچرخه ی ساكن در حال تمرین بود برای من دست تكان داد و گفت : كه پیش او بروم . رفتم به طرفش او را نشناخته بودم تا وقتی كه به فاصله ی سه قدمی او رسیدم . سپس او را شناختم و سریعا به یك بچه ی كوچك تبدیل شدم ، نمیتوانم به شما بگویم چند بار چارلز باركلی را در تلوزیون دیدم ، من واقعا او را هنگام وارد شدن به زمین مسابقه تحسین میكردم و طرفدار تیمش بودم . او طوری شروع به صحبت كردن با من شد كه گویی من را میشناسد ، یعنی من همیشه طرفدار سرسخت باركلی بودم . اما آنطور كه میفهمیدم او طرفدار باتیستاست . خیلی عجیب است . خیلی خونسرد .
فعلا...مصطفی عزیزی
طبقه بندی: داخلی: زندگی نامه،
در راء فردای نایت آو چمپنز در راء بعد از تمام شدن پخش زنده از تلوزیون جشن تولدی برای تزیپل اچ ترتیب داده میشود كه شما میتوانید جزئیات این ویدیو بسیار جالب را از لینك زیر دانلود نمائید . ضمن اینكه وینس مك ماهون و باتیستا هم در این جشن حضور دارند .

» دریافت ویدیو | حجم فایل: 83 مگابایت | مدت زمان: 5:37 دقیقه | لینك دانلود (لینك مستقیم)
- همچنین میتوانید كتاب جدال برای بدست آوردن پول اریك بیشاف رو هم از لینك زیر دریافت كنید .
» دریافت فایل | حجم فایل: 4 مگابایت | نوع فایل : PDF | لینك دانلود (لینك مستقیم)
اریك بیشاف مفسر اسبق شبكه ESPN كه در سال 1989 ابتدا در AWA و بعد در WCW و WWE فعالیت داشت كمك های زیادی از جمله به AWA و WCW كرد . در این كتاب شما میتوانید به جزئیان زندگی او و عكسهای كودكی تا بزرگی و عكسهای جالب دیگری را هم مشاهده نمائید .
- از این پس قصد داریم تمام مسابقات جدیدی كه انجام میشود را در همان روز با كیفیت 1mbps و لینك مستقیم برای دانلود در وب قرار دهیم . (كه قابلیت رزیوم یا همان توقف و ادامه دانلود را هم دارا میباشند) .
فعلا...مصطفی عزیزی
طبقه بندی: مولتی مدیا: ویدیو كلیپ، پیش نمایش: راء، داخلی: زندگی نامه،
دنبالک ها: لینك دانلود،
با سلام .
در این قسمت مروری داریم بر مسابقاتی كه بین دو سوپراستار بزرگ WWE یعنی آندرتیكر و باتیستا رخ داده است . ضمن اینكه شما میتوانید در همین پست تمام عكسهای درگیری این دو استار را به همراه سه مسابقه از مهم ترین درگیری های انها را نیز دریافت نمائید .
در انتهای پست هم با تعدادی گالری جدید كه از سایت WWE منتشر شده است در خدمت شما هستیم .
Batista-Undertaker Rivalry In Review

Batista vs. Undertaker - [ I ] Wrestlemania 23

بالاخره رسلمنیا 23 فرا رسید و مسابقه ی بین این دو شروع شد ، هیچ یك حاضر به شكست نبودند ، اما در آخر این اندرتیكر بود كه توانست با زدن تومبستون ضمن كسب عنوان قهرمانی سنگین وزن جهان ركورد خود در رسلمنیا را 0-15 كند .

Batista vs. Undertaker [ III ] SmackDown 05.11.07

Batista vs. Undertaker [ IV ] Cyber Sunday 2007

----------------------------------------------------------------------
Batista Vs Undertaker [ V ] Hell in a Cell at Survivor Series 2007
با توجه به پیروزی باتیستا در سایبر ساندی , تیکر که به شکست قانع نبود , در اسمکدان بعدی باز هم خواستار ریمچ شد و با پاسخ مثبت باتیستا مواجه شد ! نوع بازی هم Hell iN A Cell انتخاب شد که میتونست یکی از بهترین درگیری های این 2 نفر رو شکل بده .
در اواخر بازی , موقعی که تیکر تامبستونی Step به باتیستا زد و باعث خونریزی شدید باتیستا شدش , همه چی برای پین فال کردن باتیستا و چمپین شدن تیکر آماده بود که ناگهان ادج بعد از مصدومیتش با یک دوربین فیلم برداری میاد و به طور وحشتناکی تیکر رو میزنه و دست های باتیستا رو بلند میکنه و میزاره روی تیکر که داور مجبور به شمردن میکنه و باتیستا برنده ی بازی شناخته میشه . ( به کمک ادج )
Undertaker vs. Batista [ VI ] April 18, 2008 Friday Night SmackDown

Undertaker vs. Batista [ VII ] April 25, 2008 Friday Night SmackDown
Wwe In England

امیدوارم مورد پسند شما قرار گرفته باشد .
ضمن اینكه از علی عسگری هم جهت آپلود مسابقات تشكر میكنیم .
فعلا ... آرمان .
طبقه بندی: مولتی مدیا: گالری عكس، ویدیو: مسابقات روزانه، داخلی: زندگی نامه،
THE "NATURE BOY" Ric Flair Story
با سلام .
در این قسمت با هم مروری داریم بر گذشته ریك فلیر .

ریچارد مورگان فلیهر ملقب به " نیچر بوی " ریك فلیر متولد 25 فبریه 1949 ، ( هم اكنون دارای 60 سال سن ) . دارای قدی به طول 185 سانتیمتر و وزنی برابر 110 كیلوگرم است . متولد شهر تنسی در ممفیس . ریك كه پدر و مادر واقعی خود را ندیده است توسط یك زن و شوهر كه سرپرستی او را بر عهده گرفته بودند بزرگ شد ، ( اوایل او در محله " ادینا " در مینه سوتا زندگی میكرد كه بعد از مدتی به شارلوت در كارولینای شمالی نقل مكان نمود ) . او دانشجوی رشته پزشكی در دانشكده مینه سوتا بود . ناپدری او نیز پزشك بود و نا مادریش یك بازیگر زن . در سال 1967 ریك از طرف دبیرستان به سمت رسلینگ كشیده شد . فلیر در سن 22 سالگی توسط "ورن گین" آموزش های لازم را دید و یك سال بعد در دهم دسامبر 1972 به طور رسمی وارد AWA شد . ریك طی دو سال در AWA فعالیت داشت كه در سال 1974 فلیر به دلیل نقل مكان به شهر شارلوت به NWA رفت و كارش را در آنجا ادامه داد ، در همان دوران بود كه فلیر لقب "NATURE BOY" را برای خود انتخاب كرد . اولین مسابقه رسمی ریك فلیر در NWA به 17 می 1974 بر میگردد كه توانست حریف خود "لز تیچر" را شكست دهد . كمی بعد فلیر با شكست "پال جونز" توانست عنوان NWA Mid Atlantic Television title را از آن خود كند كه این اولین عنوان رسمی فلیر در دوران حرفه ایش بود ، از اواخر سال 1975 تا اوایل سال 1976 مصدومیتی برای ریك پیش آمد و كمر او دچار شكستگی شد كه به مدت سه ماه از میادین به دور بود . فلیر پس از بازگشت همچنان در NWA فعالیت داشت و در آنجا همراه با بزرگانی همچون : بوبو برازیل ، دادی روگرز ، جیمی اسنوكا ، بیگ جان استاد ، كن پاترا ، بلك جك ، ایرون شیك ، گرگ ولنتاین ، رودی پایپر ، ایوان كولوف و ... به یك سوپراستار بزرگ و كامل تبدیل شد .
ریك فلیر قهرمان شانزده دوره ی سنگین وزن جهان :
پر افتخار ترین سوپراستار تاریخ به حساب میآید كه توانسته است 16 بار عنوان قهرمانی سنگین وزن را كسب نماید :
-
هفدهم سپتامبر 1981 :: با برد برابر داستی رودز - St Louis
-
بیست و چهارم نوامبر 1983 :: با برد برابر هارلی ریس - Starrcade - steel cage match
-
بیست و چهارم می 1984 :: با برد برابر كری وان - Japan
-
هفتم سپتامبر 1986 :: با برد بر داستی رودز - St Louis
-
بیست و ششم نوامبر 1987 :: با برد بر ران گاروین - Starrcade - steel cage match
-
چهارم می 1989 :: با برد برابر ریكی استیمبات - Wrestle War
-
یازدهم ژانویه 1991 :: با برد برابر استینگ - East Rutherford, NJ
- نوزدهم ژانویه 1992 :: برنده مسابقه 30 نفره رویال رامبل و گرفتن WWF Champion title
-
یكم سپتامبر 1992 :: با برد برابر رندی سویج - Hershey, PA
-
هجدهم جولای 1993 :: با برد برابر بری ویندهام - Clash of Champions 24
-
بیست و هفتم دسامبر 1993 :: با برد برابر ویدر - Starrcade
-
بیست و هفتم دسامبر 1995 :: با برد برابر رندی سویج - Starrcade
-
یازدهم فبریه 1996 :: با برد برابر رندی سویج - Superbrawl - steel cage match
-
چهاردهم مارچ 1999 :: با برد برابر هولك هوگن - Uncensored - first blood match
-
پانزدهم می 2000 :: با برد برابر جف جرت - Monday Nitro
-
بیست و نهم می 2000 :: با برد برابر كوین نش - Monday Nitro
البته ریك فلیر دارای عنوان های زیادی است كه در این قسمت شاهد انها هستید :
o - WWE World Tag Team Champion [3] Times
o - WWE Intercontinental Champion
o - WCW United Statet Champion
o - WWF Royal Rumble Winner 1992
o - Missouri Heavyweight Champion
o - NWA United Statet Champion [3] Times
o - NWA World Tag Team Champion [2] Times
o - Mid-Atlantic Tag Team Champion [4] Times
o - Mid-Atlantic Television Champion [2] Times
لقب ها :
همسر ها :
ریك فلیر تا كنون سه بار ازدواج كرده است كه از دو تای انها صاحب چهار فرزند شده است .
-
لسلی گود من : همسر اول فلیر - از 28 اگست 1971 تا 18 جولای 1983 - دارای دو فرزند
-
الیزابت فلیر : همسر دوم ریك - از 27 اگست 1983 تا سال 2006 - دارای دو فرزند
-
تیفنی وندیمارك : همسر سوم ریك - از 27 می 2006 تا كنون
كوتاه و جالب از ریك فلیر
-
موی با پروكسید سفید شده ی بور
-
فریاد زدن او : "Wooooooooooooooooo"
-
همیشه با زینتی آراسته وارد رینگ میشود
-
حركت پایانی : Figure Four Leg Lock
-
در 29 اپریل 1995 در كره شمالی در میان 195 هزار تماشاچی برابر آنتونیو اینوكی قرار گرفت .
-
بر اساس یك رای گیری به عمل آمده سومین كشتی گیر برتر قرن شناخته شده است .
-
شخصی كه اكثر سوپراستار های امروزی او را الگوی خود قرار دادند .
-
دو پسر به نامهای "دیوید" و "ره ید" ، دو دختر هم به نامهای "میگن" و "اشلی" دارد .
-
میگن و دیوید حاصل ازدواج اول او هستند ،میگن خانواده تشكیل داده است و دیوید هم رشته پدری را دنبال میكند
-
اشلی هم مربی ورزش است و علاقه زیادی به والیبال دارد ، "ره ید" هم دانشجو .
-
او تنها سوپراستاری است كه عنوان های قهرمانی NWA & WWF & WCW را در پرونده خود دارد .
-
او بهترین دوست خود را رودی پایپر میداند .
-
در یكی از نایترو های WCW او دچار حمله قلبی شده است كه سریعا به بیمارستان منتقل شده است .
-
در سالهای 81 ، 84 ، 85 ، 86 ، 89 و 92 برای شش سال به عنوان مرد سال PWI انتخاب شده است .
-
سر گروه تیم Four Horsemen .
-
او یك مدرسه شبانه روزی خیریه افتتاح نموده است .
-
ریك در سال 2004 صاحب نوه شد ، دختر بزرگ او صاحب یك دختر شد كه او را Morgan Lee Ketzner نامیدند .
-
ریك اعلام كرده كه برای فرزندانش هم پدر بوده و هم مادر و هیچ وقت احساس تنهایی نكرده است .
نقل قول های خصوصی ریك فلیر
-
برای اینكه یك مرد واقعی باشید باید رنج های زیادی بكشید .
-
ریك فلیر عاشق سوار شدن بر اتومبیل كالسكه ای ، پرواز كردن و همچنین بوسیدن ناگهانی است .
-
اگر عاشق نشدید ، ریك به شما عشق را میآموزد .
مروری بر ادوار گذشته ریك در موقعیت های گوناگون
- دهه ی 80 ، قهرمان سنگین وزن NWA ، و Four Horsemen
این دهه آغاز خوبی برای فلیر بود چرا كه در این دهه او توانسته بود كه شش بار قهرمان سنگین وزن جهان بشود . اگر چه فلیر در بعضی شوها نشان خود را از دست میداد ، اما به سرعت آن را پس میگرفت . ضمن اینكه در این دهه او گروه Four Horsemen را هم تشكیل داد .
-
فلیر در دابلیو دابلیو اف
دراواخر سال 1991 ریك در دابلیو دابلیو اف دیده میشد . كه همین باعث شد تا او در رویال رامبل 1992 حضور پیدا كند و با خوش شانسی نفر اول رویال بشود و ضمن اینكه قهرمان WWF هم بشود . زیرا قرار بود كه هر كسی كه برنده ی رویال رامبل 1992 شود كمربند WWF Champion به او تعلق گیرد . اما در رسلمنیا همان سال رندی سویج توانست كه ریك را شكست داده و هنوان قهرمانی از آن خود كند . در ساتردی نایت مین ایونتی كه بعد از رسلمنیا انجام شد تیم هولك هوگن و سید توانستند كه تیك ریك فلیر و اندرتیكر را شكست دهند ، ریك در همان سال با كمك ریزر رامون توانست كه كمربند قهرمانی را بار دیگر از رندی سویج پس بگیرید و نهمین قهرمانی خود را جشن بگیرید . در یكی از هاس شو ها هم برت هارت توانست كه ریك فلیر را شكست داده و خود را قهرمان WWF كند . فلیر تا اوایل سال 1993 در دابلیو دابلیو اف حضور داشت . اخرین حضور او در دابلیو دابلیو اف برمیگردد به 25 ژانویه 1993 در Monday Night Raw كه مستر پرفكت توانسته بود ریك فلیر رو شكست بده .
-
بازگشت فلیر به دابلیو سی دابلیو
در 18 جولای 1993 ریك فلیر بعد از استراحت شش ماهه به دابلیو سی دابلیو بازگشت ، و در همان بازگشتش توانست كمربند قهرمانی سنگین وزن را بار دگر به آلبوم افتخارات خودش افزون كنه ، در اواخر سال 1995 ریك باز هم گروه Four Horsemen را تشكیل داد ، در اواسط سال 1996 درگیری های بین این گروه و NWO پیش امد كه یكی از بهترین دوران WCW بود ، ریك در اواخر سال 1996 دچار مصدومیت شد و برای بهبودی آن به ژاپن رفت ، ریك در مارچ 1997 باز به دابلیو سی دابلیو بازگشت ، در اوایل سال 1998 مشكلاتی بین او و اریك بیشاف جنرال منیجر بخت دابلیو سی دابلیو پیش آمد و این باعث شد كه ریك برای مدتی از دابلیو سی دابلیو به دور باشه ، فلیر در اكتبر سال 1998 با بازگشت خود توانست كه در همان شب اریك بیشاف را شكست دهد ، اما در PPV استاركید سال 1998 مغلوب او شد ، ریك تا اواسط سال 2000 در دابلیو سی دابلیو فعالیت داشت و توانست در این مدت برای سه بار دیگر قهرمان سنگین وزن شود كه آخرین آن هم برابر كوین نش بود ، آخرین مسابقه ریك در سال 2000 برابر پسرش دیوید فلیر بود كه آن مسابقه را با شكست پشت سر گذاشت و برای مدتی دابلیو سی دابلیو را ترك نمود ، اما در فبریه سال 2001 ریك باز به دابلیو سی دابلیو بازگشت . اما لیگ دابلیو سی دابلیو در تاریخ 26 مارچ به طور رسمی به فعالیت خود پایان داد كه در آنروز استینگ و ریك فلیر مقابل هم قرار گرفته بودند .
- حضور دوباره فلیر در دابلیو دابلیو اف
در 19 نوامبر 2001 دابلیو دابلیو اف سورپرایز بزرگی داشت و ان حضور فلیر در دابلیو دابلیو اف بود ، استوری لاین ریك در دابلیو دابلیو اف با وینس مك مهن شروع شد كه در رویال رامبل سال 2002 ریك توانست در مسابقه استریت فایت وینس را شكست دهد ، بعد از آن اندرتیكر ریك فلیر را حریف خود در رسلمنیا 18 معرفی میكند كه در رسلمنیا آندرتیكر توانست كه ریك را شكست دهد ، مدتی هم درگیری های بین او و كریس جریكو پیش امده بود ، در همان سال عكس ریك فلیر بر روی پوستر WWF Draft بود ، در بكلش 2002 فلیر با كمك به آندرتیكر باعث شد كه استون كلد بازنده ی میدان باشه و این تیكر باشد كه به مصاف هوگن در جاجمن دی برای چمپین شیپ برود ، فلیر بعد از آن به سمت گروه nWo رفت و در جاجمن دی هم او و بیگ شو توانستند كه در مسابقه هندی كپ مچ استون كلد را شكست دهند ، ریك تا قبل از سپتامبر سال 2002 استوری لاین كوتاهی با ادی گئررو داشت و در آنفورگیون سال 2002 با كمكی كه به تریپل ایچ كرد باعث شد تا تریپل ایچ قهرمان سنگین وزن باقی بمانه .
- Evolution
در 18 نوامبر 2002 با آمدن باتیستا و رندی اورتن گروه ایوولوشن تشكیل شد ، در همان ابتدا اسكات استینر رقیب اصلی این گروه بود كه اتفاقات جالبی در این مدت رخ داد ، اما بعد از نو وی ات 2003 كه تریپل ایچ توانست كه استینر را در مسابقه چمپین شیپ شكست بده ، استوری اینها به پایان رسید ، بوكر تی رقیب بعدی این گروه بود كه در رسلمنیا 19 تریپل ایچ توانست كه او را هم شكست دهد ، از ان پس شان مایكلز و كوین نش از مخالفان این گروه بودند و مسابقات زیادی بین ایوولوشن و انها رخ داد كه اكثریت انها با پیروزی های ایوولوشن خاتمه میافت ، اما اصلی ترین حریف گروه ایوولوشن بیل گلدبرگ بود كه او تنها كسی بود كه توانسته بود به تنهایی از پس این گروه برآید ، در ارماگدن 2003 تمامی اعضای گروه ایوولوشن صاحب كمربند شدند ، رندی اورتن با پیروزی برابر راب ون دم توانست كه كمربند بین قاره ای را از آن خود كند . ریك فلیر و باتیستا هم توانسته بودند كه كمربند های تگ تیم را مال خود كنند . تریپل ایچ هم در مسابقه ی سه نفره توانست كه كین و گلدبرگ را شكست دهد و كمربند سنگین وزن جهان را مال خود كنه . این بهترین و تاریخی ترین شب برای ایوولوشن بود ، در 16 فبریه سال 2004 راب ون دم و بوكرتی توانستند كه باتیستا و ریك فلیر را شكست دهند و قهرمانان جدید تگ تیم شوند . كریس بنوا هم در رسلمنیا 20 توانست كه كمربند تریپل ایچ را مال خود كند ، ادج هم در ونجنس 2004 با برد برابر رندی اورتن قهرمانی اورتن را از او گرفت . این مدت بدترین زمان این گروه بود . اما در سامراسلم 2004 رندی اورتن توانست كه كمربند سنگین وزن را از كریس بنوا بگیره و جوان ترین قهرمان سنگین وزن تاریخ رسلینگ شود ، در شب بعد سامراسلم ایوولوشن در جشنی كه برای قهرمانی اورتن گرفته بودند ناگهان به اورتن حمله كردند و تریپل ایچ چلنجر اورتن در آنفورگیون 2004 شد و توانست كه كمربند سنگین وزن را از اورتن بگیرید ، ایوولوشن تا اوایل سال 2005 همچنان پا بر جا بود كه با حوادثی كه در ایلمنیشن چیمبر رخ داد و باز بینی فیلم آن در راء فردای نیو یرز ریوولوشن باعث شد كه باتیستا هم از این گروه خارج شود و استوری لاین او با تریپل ایچ و ریك فلیر آغاز شود كه در نهایت هم در رسلمنیا تریپل ایچ را شكست داد و برای اولین بار قهرمان سنگین وزن جهان شد .
- ماه می 2005 و طلاق الیزابت فلیر
الیزابت فلیر همسر دوم ریك فلیر طی اظهاراتی كه به دادگاه نموده بود خواستار جدایی از ریك شده بود . دلایل او برای طلاق :
- كتك زدن های مكرر
- مصرف بی رویه مشروب
- فریاد های مكرر
- ضمن اینكه او اعلام كرد كه یكبار ریك قصد خفه كردن او را داشته
به حر حال این دو در ماه می 2005 از یكدیگر جدا شدند .
- قهرمانی بین قاره ای
فلیر در انفورگیون 2005 توانست كه كارلیتو را شكست دهد و قهرمان جدید بین قاره ای شود .
- ریك فلیر و تریپل ایچ
در تاریخ سوم اكتبر سال 2005 در یك شب ویژه در راء تریپل ایچ و ریك فلیر به مصاف كارلیتو و كریس مسترز رفته بودند كه بعد از مسابقه تریپل ایچ ناگهان با اسلچهمر (پتك) به ریك فلیر حمله ور شد و به طور وحشتناكی فلیر را خون آلود نمود ، درگیری های انها تا تابو توئزدی 2005 ادامه داشت كه در تابو توئزدی ریك فلیر توناست در مسابقه استیل كیج فلیر را شكست دهد و از قهرمانی خود دفاع كند ، درگیری آنها تا سروایوور سیریس سال 2005 همچنان ادامه داشت كه در سروایوور سیریس این تریپل ایچ بود كه توانست در مسابقه لست من استندینگ مچ ریك فلیر را شكست دهد .
ریك فلیر روند خوبی را در یائ ادامه میداد و به مانی این د بنك رسلمنیا 22 هم راه پیدا كرد . بعد از رسلمنیا با حضور اوماگا در راء درگیری های ریك با اوماگا آغاز شد و در بكلش هم با هم مسابقه دادند كه اوماگا برنده ی آن مسابقه بود . بعد از بكلش درگیری های او و میك فولی آغاز شد كه تا سامراسلم 2006 ادامه داشت كه ریك در همه ی انها پیروز بود . در آن دوران بود كه رودی پایپر ، داستی رودز و اس جی تی اسلاتر به راء آمده بودند و كمك حال فلیر بودند ، در سروایوور سیریس سال 2006 هم تیم فلیر توانست كه تیم اسپریت اسكواد را شكست دهند و قهرمانان جدید تگ تیم شوند . فلیر دورانی هم با كنی و ریتد ار كی او استوری داشت كه در درفت سال 2007 به اسمكدان منتق شد . ریك فلیر در اسمكدان نتایج خوبی را گرفت و در بعضی هفته ها با باتیستا تگ تیم بودند . چندی بعد ریك باز به راء منتقل شد ، در جشن 15 ساله شدن راء گروه ایوولوشن تنها برای یك شب تشكیل شد و باتیستا ، ریك فلیر و تریپل ایچ توانستند كه تیم رندی اورتن ، ادج و اوماگا را شكست دهند .
- Career Threatening Matches
در اواخر سال 2007 برای فلیر مسابقات Career Threatening Matche در نظر گرفته شد ، كه ریك فلیر اگر بازنده ی ان مسابقات میشد باید از دنیای كشتی خداحافظی میكرد ، ابتدا در راء برابر رندی اورتن قرار گرفت كه این مسابقه را با پیروزی پشت سر گذاشت ، سپس برابر اوماگا قرار گرفت كه او را هم شكست داد . بعد از آن نوبت به تریپل ایچ رسید كه آن مسابقه هم با پیروزی فلیر به اتمام رسید ، در 14 ژانویه 2008 ویلیام رگال را شكست داد ، در رویال رامبل برابر ام وی پی قرار گرفت و توانست كه اون را هم شكست بده ، در اسمكدان باز هم ام وی پی را مغلوب خود كرد ، در نو وی آت برابر میستر كندی قرار گرفت و توانست كه كندی را هم شكست دهد ، در هفده مارچ برابر وینس مك مهن فائق امد . بعد از نو وی ات اعلام شد كه فلیر جزو هال او فیمر های سال 2008 است كه داستان او و شان مایكلز آغاز شد . قرار شد تا این دو در رسلمنیا برابر یكدیگر قرار گیرند و یكی از به یاد ماندنی ترین مسابقات تاریخ رسلینگ رقم خورد . در این مسابقه نفس گیر این شان مایكلز بود كه توانست ریك فلیر را شكست دهد و باعث شود كه ریك برای همیشه از دنیای كشتی حرفه ای خداحافظی كند .
- مراسم خداحافظی و تقدیر از ریك فلیر
در شب بعد از برگزاری رسلمنیا 24 در راء مراسم با شكوهی برای ریك فلیر ترتیب داده شد كه به نوعی با شكوه ترین مراسم های تاریخ دابلیو دابلیو ای بود ، در آن شب اكثر كشتی گیران قدیمی و فعلی به نوبت با معرفی كردن آنها توسط تریپل ایچ وارد رینگ میشدند و فلیر را در آغوش میگرفتند و از او تقدیر و تشكر میكردند ، تماشاچیان هم با هم فریاد "Thank You Ric" سر میدادند ، بسیار شب زیبا و پر احساسی بود ، به طوریكه شاهد اشك بر گونه های اكثر حاضرین آن شب بودیم . ضمن اینكه در همان شب آندرتیكر نیز وارد شد و برای ریك فلیر احترام گذاشت . بعداز او هم وینس مك مهن كه در آن دوران اصلا در شوء ها حضور نداشت وارد شد . ریك به همراه خانواده خود رینگ را ترك و با تك تك سوپراستار ها دست داد و ورزشگاه را ترك نمود . به این ترتیب ریك با یك مراسم با شكوه از دنیای كشتی حرفه ای خداحافظی كرد .
باتیستا بعد از آن هفته اعلام نمود كه به دلیل باز نشسته شدن ریك فلیر توسط شان مایكلز قصد انتقام جویی از مایكلز را داره .
فلیر در دوران بازنشستگی خود چندین بار در شب های ویژه ی راء حضور پیدا می كرد . تا همین چندی پیش كه كریس جریكو با توهین هایی كه به لجند ها میكرد شاهد این شدیم كه فلیر برای مدتی كوتاه باز به راء باز گرده و درگیری هایی بین جریكو با ریك فلیر ، رودی پاپیر ، ریكی استیمبات و جیمی اسنوكا پیش امد كه كریس جریكو در رسلمنیا توانست كه در یك مسابقه ی هندی كپ ایلمنیشن مچ تیم سه نفره لجند ها كه همراه با ریك فلیر بودند را شكست بده . اما بعد از مسابقه میكی رورك وارد میشود و با یك ضربه جریكو را نقش زمین میكند و به همراه فلیر خوشحالی میكنند . این آخرین حضور فلیر در دوران حرفه ای اش بود .
- هوم ویدیو
تا كنون شش هوم ویدیو مربوط به شخصیت ریك فلیر ریلیز شده است كه به ترتیب لیست كرده ایم :

Ric Flair 2 Decades of Excellence (1995) - VHS
Nature Boy Ric Flair (1999) - VHS
The Ultimate Ric Flair Collection (2003) - 3 DVD SET
Ric Flair & The Four Horsemen (2007) - 2 DVD SET
Nature Boy Ric Flair - The Definitive Collection (2008) - 3 DVD SET
Legends Of Wrestling - "The Nature Boy" Ric Flair and Sgt. Slaughter (2009) - DVD
البته هوم ویدیو های دیگری از ریك فلیر ارائه شده است كه اغلب مربوط به شركتهای خصوصی هستند .
( همانند RF VIDEO ) .
-
كلیه افتخارات ریك فلیر در یك فایل تكست :: لینك دانلود
----------------------------------------------------------------
MULTIMEDIA ::
عکس های ریك فلیر با نام South Sports (شامل 13 قطعه عکس) :: لینك دانلود
عکس های ریك فلیر با نام Evolution (شامل 27 قطعه عکس) :: لینك دانلود
عکس های ریك فلیر با نام Triple H rivalry (شامل 35 قطعه عکس) :: لینك دانلود
عکس های ریك فلیر با نام Action Photos (شامل 27 قطعه عکس) :: لینك دانلود
عکس های ریك فلیر با نام Smackdown Photos (شامل 29 قطعه عکس) :: لینك دانلود
عکس های ریك فلیر با نام Photos 2008 (شامل 102 قطعه عکس) :: لینك دانلود
عکس های ریك فلیر با نام Hall of Fame Photos (شامل 22 قطعه عکس) :: لینك دانلود
عکس های ریك فلیر با نام WrestleMania 24 Photos (شامل 31 قطعه عکس) :: لینك دانلود
عکس های ریك فلیر با نام Farewell Address (شامل 27 قطعه عکس) :: لینك دانلود
آهنگ ورودی ریك فلیر با نام Orcestra :: لینك دانلود | کیفیت: Kbps 320
آهنگ ورودی ریك فلیر (Early 90s Theme) :: لینك دانلود | کیفیت: Kbps 192
آهنگ ورودی ریك فلیر (Also sprach Zarathustra) :: لینك دانلود | کیفیت: Kbps 192
دریافت تایتانترون ریك فلیر (Classic) :: لینك دانلود | مدت ویدئو: 00:30 دقیقه
دریافت تایتانترون ریك فلیر (New) :: لینك دانلود | مدت ویدئو: 01:30 دقیقه
--------------------------------------------------------------------------
امیدوارم كه مورد پسند شما قرار گرفته باشد .
فعلا...مصطفی
طبقه بندی: داخلی: زندگی نامه،
دنبالک ها: لینك دانلود،
بدون شك یكی از حساسترین و مهیج ترین مسابقاتی كه در رسومنیای 25 شاهد آن خواهیم بود رقابت
میان آندرتیكر (مرد شكست ناپذیر رسومنیا) در برابر شان مایكل(مستر رسومنیا) خواهد بود. آندرتیكر اولین مسابقه خودش در رسومنیا رو در برابر جیمی اسنوكا در سال 1991 (WrestleMania VII) انجام داد. این در حالیست كه شان مایكل اولین مسابقه خودش در رسومنیا رو در سال 1989 (WrestleMania V) در یك رقابت تگ تیم به همراه مارتی ژانتی در برابر تیم توین تاورز(آكیم و بیگ باس من) با شكست پشت سر گذاشت. در ادامه تمامی نتایج این دو استار در رسومنیا رو به صورت كامل مشاهده خواهیم كرد. اما آندرتیكر در این 16 بردی كه بدست آورده، 12 تا از مسابقات رو با تومبستون، 2تا از اونها رو با كلورلاین، یكی رو با لست راید و آخری رو هم با هلز گیت بدست آورد. لازم به ذكر هست كه در رسومنیا 9 بعد از زدن كلورلاین به جاینت گونزالس، گونزالس رینگ رو ترك كرد و تیكر با قانون دی كیو به پیروزی رسید. همچنین تیكر در رسومنیای سالهای 1994 و 2000 حضور نداشت.
- نگاهی به نتایج آندرتیكر و شان مایكل در رسومنیا:
WrestleMania 1989:l
The Twin Towers (Akeem & Big Bossman) def. The Rockers (Shawn Michaels & Marty Jannetty)l
WrestleMania 1990:l
The Orient Express (Sato & Tanaka) def. The Rockers
WrestleMania 1991:l
The Rockers def. Barbarian & Haku
The Undertaker def. Jimmy "Superfly" Snuka
WrestleMania 1992:l
Shawn Michaels def. "El Matador" Tito Santana
The Undertaker def. Jake "The Snake" Roberts
WrestleMania 1993:l
Tatanka def. Shawn Michaels
The Undertaker def. Giant Gonzalez
WrestleMania 1994:l
Razor Ramon def. Shawn Michaels (Ladder Match)l
WrestleMania 1995:l
Diesel def. Shawn Michaels
The Undertaker def. King Kong Bundy
WrestleMania 1996:l
Shawn Michaels def. Bret Hart (New WWF Champion)l
The Undertaker def. Diesel
WrestleMania 1997:l
The Undertaker def. Sycho Sid (New WWF Champion)l
WrestleMania 1998:l
Stone Cold def. Shawn Michaels
The Undertaker def. Kane
WrestleMania 1999:l
The Undertaker def. Big Bossman (Hell in a Cell Match)l
WrestleMania 2001:l
The Undertaker def. Triple H
WrestleMania 2002:l
The Undertaker def. Ric Flair
WrestleMania 2003:l
Shawn Michaels def. Chris Jericho
(The Undertaker def. Bigshow & A-Train (Handicap Match
WrestleMania 2004:l
Chris Benoit def. Shawn Michaels & Triple H (New World Heavyweight Champion)l
The Undertaker def. Kane
WrestleMania 2005:l
Kurt Angle def. Shawn Michaels
The Undertaker def. Randy Orton
WrestleMania 2006:l
Shawn Michaels def. Vince McMahon
(The Undertaker def. Mark Henry (Casket Match
WrestleMania 2007:l
John Cena def. Shawn Michaels (WWE Championship)l
(The Undertaker def. Batista (New World Heavyweight Champion
WrestleMania 2008:l
Shawn Michaels def. Ric Flair (Career Threatening Match)l
(The Undertaker def. Edge (New World Heavyweight Champion
WrestleMania 2009 (XXV): The Undertaker vs. Shawn Michaels (Who's gonna win ?)l
-----------------------------------------
- نمامی عكس های حضور آندرتیكر در رسومنیا كه شامل 152 قطعه بود رو در یك فایل زیپ براتون آماده كردیم:
عكس های حضور آندرتیكر در رسومنیا :: لینك دانلود | حجم: MB 6,15
------------------------------------------------
از هر دو سوپراستار یكی از مسابقات قدیمیشون در رسومنیا رو آماده دانلود كردیم:
- مشخصات ویدئوها:
فرمت: AVI | كدك: XviD | كیفیت: 1100Kbps | سایز تصویر: 512 در 384 پیكسل
فرمت: WMV | كدك: ASF | كیفیت: 256Kbps | سایز تصویر: 320 در 240 پیكسل
The Undertaker vs. Legend Killer "Randy Orton" | WrestleMania XXI 2005

دریافت پرومو و ورودی مسابقه :: [AVI] - [WMV] | مدت زمان: 8 دقیقه
دریافت قسمت اول مسابقه :: [AVI] - [WMV] | مدت زمان: 8 دقیقه
دریافت قسمت دوم مسابقه :: [AVI] - [WMV] | مدت زمان: 8 دقیقه
------------------------------------------------
Shawn Michaels vs. Vine McMahon | WrestleMania XXII 2006

دریافت قسمت اول مسابقه :: [AVI] - [WMV] | مدت زمان: 9:30 دقیقه
دریافت قسمت دوم مسابقه :: [AVI] - [WMV] | مدت زمان: 9:30 دقیقه
دریافت قسمت سوم مسابقه :: [AVI] - [WMV] | مدت زمان: 9:30 دقیقه
------------------------------------------------
مسابقه بین شان مایكل و برت هارت در رسومنیا 1996 رو هم میتونید از این پست دانلود كنید.
فایل های پیوستی:
آهنگ ورودی آندرتیکر :: لینک دانلود | حجم: MB 4,53 | كیفیت: Kbps 320
آهنگ ورودی شان مایکل :: لینک دانلود | حجم: MB 4,87 | کیفیت: Kbps 320
آهنگ ورودی رندی اورتن :: لینك دانلود | حجم: MB 4,08 | كیفیت: Kbps 192
آهنگ ورودی وینس مكمن :: لینك دانلود | حجم: MB 1,57 | كیفیت: Kbps 192
فعلا... علی.
طبقه بندی: ویدیو: مسابقات روزانه، داخلی: زندگی نامه،




